قلم و كتابت در صدر اسلام
تناقض گويي ها و تناقض نويسي هاي ناصر پورپيرار پاياني ندارد. او اخيرا" در مقاله اسلام و شمشير 55 خود به اشارات قرآن کریم در خصوص لزوم مكتوب نمودن تبادل وام مهلت دار بين وام دهنده و وام گيرنده توسط محرری ( نويسنده ای ) عادل می پردازد و ضمن تائید کامل این دستورالعمل قرآنی که با علم کامل به توان نویسندگی در آن عصر نازل شده است، آنرا روشي مي داند كه هنوز هم در مناسبات اقتصادي عصر ما معتبر و مورد استفاده است. این بخش از مقاله او را در زیر با هم مرور می کنیم:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا تَدَایَنتُم بِدَیْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَاکْتُبُوهُ وَ لْیَکْتُب بَّیْنَکُمْ کَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلاَ یَأْبَ کَاتِبٌ أَنْ یَکْتُبَ کَمَا عَلَّمَهُ اللّهُ فَلْیَکْتُبْ وَلْیُمْلِلِ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ وَلْیَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ وَلاَ یَبْخَسْ مِنْهُ شَیْئًا فَإن کَانَ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ سَفِیهًا أَوْ ضَعِیفًا أَوْ لاَ یَسْتَطِیعُ أَن یُمِلَّ هُوَ فَلْیُمْلِلْ وَلِیُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُواْ شَهِیدَیْنِ من رِّجَالِکُمْ فَإِن لَّمْ یَکُونَا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاء أَن تَضِلَّ إْحْدَاهُمَا فَتُذَکِّرَ إِحْدَاهُمَا الأُخْرَى وَلاَ یَأْبَ الشُّهَدَاء إِذَا مَا دُعُواْ وَلاَ تَسْأَمُوْاْ أَن تَکْتُبُوْهُ صَغِیرًا أَو کَبِیرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِکُمْ أَقْسَطُ عِندَ اللّهِ وَأَقْومُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلاَّ تَرْتَابُواْ إِلاَّ أَن تَکُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِیرُونَهَا بَیْنَکُمْ فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ أَلاَّ تَکْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوْاْ إِذَا تَبَایَعْتُمْ وَلاَ یُضَآرَّ کَاتِبٌ وَلاَ شَهِیدٌ وَإِن تَفْعَلُواْ فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِکُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَیُعَلِّمُکُمُ اللّهُ وَاللّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ
ترجمه :مومنان اگر وامی به یکدیگر می دهید که مهلت معینی دارد، پس محرری دادگر از میان خودتان بنویسد، و هیچ کاتبی به شکرانه توان تحریر و آموزش الهی نباید از این کار سرباز زند. باید که وام دار املا کند و او با پروای از خداوند بنویسد و چیزی را فرو نگذارد، اگر کسی که وام بر عهده اوست کم خرد یا ناتوان باشد، یا املا کردن نتواند، باید سرپرست او عادلانه املا کند، و دو شاهد از مردان خودتان را بر آن گواه بگیرید، و اگر دو مرد نبود، یک مرد و دو زن از گواهانی که می پسندید، که اگر یکی از آن ها فراموش کرد، آن دیگری به یادش آورد، و گواهان چون خوانده شوند، طفره نروند و ملول نشوید از این که وام را چه خرد باشد چه بزرگ، طبق موعدش بنویسید، این کار نزد خداوند درست تر و گواهی استوارتر و متقن تر است، مگر آن که داد و ستد نقدی باشد که گناهی بر شما نیست اگر دستادست کنید و مکتوب نکنید. و بر داد و ستد خود گواه بگیرید و نویسنده و شاهد را نرنجانید و اگر چنین کنید نافرمانی است ازخداوندی که به شما آموزش می دهد، و خدا به هر چیز داناست». (بقره، ۲۸۲)
این سند حقوقی که پشتوانه صحت داد و ستد در مناسبات اقتصادی عهد پیامبر است، توصیه به شمشیر را بر خود ندارد و راه کار پیش گیری از بروز اختلاف میان داین و مدیون و خریدار و فروشنده را به نحوی ارائه می دهد که هنوز هم در مراودات اقتصادی خرد و کلان و در سطح جهان منظور می شود و معتبر است. ( ناصر پورپيرار مقاله اسلام و شمشیر - چهارشنبه 16 آذر 1390 )
نتیجه گیری نهایی پورپیرار در ارتباط با آیات فوق موید موارد ذیل می باشد :
1- در عصر ظهور اسلام افراد متعددی با توان كامل تحرير ( نويسندگي ) در شبه جزيره عربستان زيست مي كردند.
2- آنان مجهز و بهره مند از كليه ابزارهاي لازم براي تحرير بودند.
3- اين محررين ( نويسندگان ) به راحتي قادر به تبديل كلام ( املا ) به نوشته بودند و هيچگونه مباينت و تفارقي بين نحوه تلفظ لغات، نگارش لفظ و سپس بازخواني آن وجود نداشت. زيرا كه در غير اين صورت يا نويسنده نمي توانست بخوبي سخن گوينده را هنگام املا كردن ثبت كند و يا بعدا" وام دهنده و وام گيرنده نمي توانستند بفهمند كه نويسنده چه نگاشته است.
حال به يكي ديگر از نوشته هاي پورپيرار در خصوص میزان توانایی تحریر و نگارش در منطقه ما و همچنین در سراسر جهان بعد از پوریم نقبی می زنیم که گویای تناقض بزرگی در سخنانی که وی در خصوص آیات فوق نگاشته است می باشد :
اطمینان داریم که با افول نور شرق میانه در اثر کشتار وسیع پوریم، هر نوع نگارش بر هر ماتریال و با ابزار معین و ثابت و استاندارد در منطقه ما و به نشانه هایی که می آورم در سراسر عالم، تا قرون اخیر تعطیل بوده است. ( ناصر پورپيرار – آْشنايي با اسناد و ادله پوريم / ايرانشناسي بدون دروغ 264 يكشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت: ۲۳:۳۲ )
حال اگر اين ادعاي وي مبني بر تعطيل شدن هر نوع نگارش بر هر ماتريال در منطقه ما و سراسر جهان بر اثر قتل عام كليه ساكنين منطقه شرق ميانه صحیح باشد، پس تضاد عميق و غير قابل توضيح این فرمایشات آقای پورپیرار با توصيه موكد قرآن كريم به مردمان آن زمان مبني بر ثبت مراودات اقتصادي خود با ديگران چه تکلیفی پیدا می کند ؟!!
جالب تر اینکه در جاي ديگري وي در پاسخ يكي از خوانندگان خود، قرون بعد از پوريم را بطور کلی قرون نبود خط و قلم معرفي مي نمايد و هر اثري كه مربوط به آن دوران باشد را مجهول مي شمرد !!!!
ناصر پورپیرار : کتاب هایی چون طبری و الفهرست ابن ندیم مایه انتشار فساد در شناخت درست اسلام و اهلیت اقوام بوده است،........... به دوران نبود خط و قلم برمی گردد و بدون شک همگی مجعول اند. ( پاسخ به پيام محمد اوجال اولوتورک یکشنبه 30 آبان ماه سال 1389 ساعت ساعت 03:27 AM )
و در جايي ديگر مي گويد :
ناصر پورپیرار : اگر گمان می کنید بدون ابزار استاندارد قلم و با خط بدوی عرب جز قرآن هم ، نوشته می شده، پس همان طور که از لت های قرآنی به تعداد فراوان نمونه یافته ایم، لااقل باید تکه نوشته ای نیز از متنی در باب حدیث و روایت و تاریخ و تفسیر و سیره و جغرافیا و غیره به دست آمده باشد. ( پاسخ به خانم حاجي زاده جمعه 4 تیر ماه سال 1389 ساعت 5:53 PM)
اين در حالي است كه در مقاله اسلام و شمشير 55 خود ، می پذیرد و به صراحت اعتراف می کند كه در صدر اسلام نويسندگاني بوده اند كه به كار نگارش متون دیگری غير از قرآن کریم هم مشغول بودند. متوني نظير عهد نامه هايي كه بين وام دهندگان و وام گيرندگان منعقد مي شد.