بررسي اسناد پوريم شناسي پورپيرار

( قسمت بيست و ششم )



ناصر پورپيرار در مقاله مدخلي بر ايران شناسي بي دروغ و بي نقاب 73 به موضوع قلمدان سازي در ايران پرداخته و  كوشيده به خوانندگان مقالات خود چنين القاء سازد كه چون هيچ قلمدان داراي تذهيب، تشعير، مينياتور، خطاطي و ترصيع مربوط به ماقبل دوره صفويه  در ايران يافت نگرديده است پس انبوه دانشوران و شاعران و مفسرین و مورخین و صاحب نظران ایرانی پیش از عهد صفویه جعلي و دروغين مي باشند. فلذا اين موضوع نشانه ديگري است بر اثبات اين ادعا كه تا پیش از ظهور صفویه بمدت 2200 سال نشانه های هستی بومی و روابط اجتماعی، در هیچ عرصه ی اقتصادی و سیاسی و فرهنگی ايران دیده نمی شود .

و اینک فقط یادآور می شوم که ساخت قلمدان ها در ایران، از سده ی دوم تسلط صفویه آغاز می شود،....... بدین ترتیب و با این همه، مورخ می پرسد مگر انبوه دانشوران و شاعران و مفسرین و مورخین و صاحب نظران ایرانی پیش از عهد صفویه، از فردوسی و بیرونی و خوارزمی تا ابن سینا و عطار و خیام و حافظ و سعدی و مولانا و بیهقی و غیره، به قلمدان نیاز نداشته اند و به کدام سبب در این سرزمین ابزار نگارش با هر شمایل و ترکیب و فن و ترفندی که باشد، از دوران ماقبل صفویه نیافته ایم؟ اگر دورتر از اواسط صفویه قلمدانی نبوده، پس از دو حال خارج نیست: یا قلم به دست و محتاج ابزار نگارشی ظهور نکرده و یا دانش تربیت استادان و سازندگانی در این فنون ظریفه نداشته ایم. حاصل هر دوی این موارد برابر است: ایران پیش از صفویه فاقد هستی اقتصادی و سیاسی و فنی و فرهنگی است. ( ناصر پورپیرار دوشنبه هجدهم تیر ۱۳۸۶ )

 مي دانيم با ظهور اسلام، استفاده از قلمدان براي كارهاي تحريري معمول گشت و در مدرسه ها، مكتب خانه ها و مراجع ديواني مورد استفاده قرار گرفت.  قلمدان که پيش از ظهور اسلام يعني از دوران ساسانيان به صورت مشبک و غير مشبک از فولاد و مفرغ بود و نقره کوبي و طلاکاري مي شد. پس از ظهور اسلام هم مورد استفاده نويسندگان، شعرا و مستوفيان قرار داشت. ناصر خسرو قبادياني که از شعرا و حکماي معروف ايراني است  و در قرن چهارم هجري يعني قريب ده قرن پيش مي زيسته در اشعار خويش درباره قلمدان مي گويد:

مرامرغي سيه سار است و گلخوار
گهر بار و سخندان در قلمدان

درعصر سلاطين سلجوقي که هنر فلزکاري درايران به اوج شکوه خود رسيد. هنر قلمدان سازي هم به موازات آن به تشويق رجال و بزرگان کشور پيشرفت کرد و اين فن نفيس به دست هنرمندان ايراني تا عصر تيموريان راه ترقي پيمود. به طوري که قلمدان هاي برنجي و پولادين ايراني در عرصه هنر از شاهکارهاي هنر فلزکاري به شمار مي رفت. و تعدادي از آنها امروزه زينت افزاي موزه هاي بزرگ جهان شده است

بعنوان مثال مي توان از :  قلمدان برنجی دوره سلجوقی با نگاره های دایرة البروج نام برد.  این قلمدان در ۶۸۰ ه.ق به امضای محمودبن سنقر ساخته شده است. (ج.آلن؛فلزکاری) نقش روی قلمدان کلاً به سه قسمت شده که در هر قسمت یک دایره بزرگ قرار دارد و داخل هر دایره چهار دایره کوچک که قطر هر دایره کوچک چهار پنجم قطر دایره بزرگ است و مجموعا داخل این ۱۲ دایره صور فلکی ۱۲برج سال به این ترتیب  ترصیع شده:

1_ دایره سمت چپ: حمل (Aries)، ثور(Taurus)، جوزا (Gemini)، سرطان(Cancer)

2_ دایره وسط: اسد (Leo)، سنبله(Virgo)، میزان(Libra)، عقرب(Scorpio)،

3_ دایره سمت راست: قوس (Sagittarius)، جدی (capricorn)، دلو(aquarius)، حوت(pisces)،

این قلمدان هم اینک در موزه بریتانیایی لندن نگهداری می شود.

قلعه ليسار که به دژ يا قلعه "سلسال" معروف است در ۱۵ کيلومتري شمال شهر "تالش" و در جنوب شهر "ليسار" نزديک به دهکده "نومندان" واقع شده است. در کاوشهاي صورت گرفته در خصوص اين قلعه نکات بسيار جالبي وجود دارد که يکي از آنها ارتباط مستقيم و عميق ميان نقوش سفالينه و ظروف بدست آمده در قلعه با نقوش دست بافته هاي سنتي منطقه کهن تالش است که شامل نقوش کاجها، گلها، حيوانات و اشکال هندسي است.  در سال  ۱۳۸۲طي کاوشي در اين قلعه سه شيء با ارزشي از قبيل "پيکان فلزي" ، " قلمدان مسي نقره کوب" و "يک سکه مسي" مربوط به قرن پنجم و ششم هجري از تبار اتابکان بدست آمده است.

بر روي "قلمدان مسي نقره کوب" که از اشياي منحصر به فرد به دست آمده در اين قلعه است خطوطي نوشته شده که اين خطوط جزو "خطوط ريحان" است.

در اواسط عصر صفوي هنرمندان ايراني جهت انبساط خاطر هنر دوستان برآن شدند تا در تجليد کتاب که تا اين زمان با چرم هاي مختلف مجلد مي شد، و قلمدان که از برنج و پولاد يا چوب ساخته مي شد، جنبه شاعرانه داده شود. از اين رو مجلدگران و قلمدان سازان عصر صفوي پس از آشنائي با ساختن مقوا که تا اين زمان با ساخت آن آشنايي نداشتند، از خمير کاغذهاي باطله و فرسوده آغاز به تهيه مقوا کردند. پس از دسترسي به اين ماده، از اين زمان جلدهاي کتب خطي و قلمدان ها را با مقوا ساخته، مزين به نقش گل و بلبل، مناظر درختان، تصاويرانسان و سايرجانوران نمودند تا مورد توجه و استفاده صاحبان ذوق قرار گيرد.

اين هنر بديع را در فرهنگ اروپايي، به انگليسي Lacquer و به زبان فرانسه Papier mache و در زبان فارسي به علت آنکه نقاشان و صورتگران بر روي جلد ها و قلمدان ها در موقع ساخت روغن کمان به کار مي بردند، نام روغني نهاده اند.

در رابطه با خط نيز گفتني است كه در ایران پس از اینکه خط تصویری تبدیل به ميخي گردید و  مدتي ميخي و آشوري و بابلي و اوستايي نوشته می‌شد پس از پیدایش خط حروفی در مصر و فنیقیه و سرایت آن به یونان در دوره اقتدار سلوکیها خط مزبور رواج یافت و چنانچه می‌بینیم سکه آنها بهمان خط است و سپس اشکانیها هم همان خط را دنبال کردند و در زمان ساسانيان خط پهلوي با خط حروفی خیلی نزدیک شد تا اینکه بعد از اسلام خواه ناخواه خط کوفی در ایران رواج یافت و مسیر ترقی خود را پیمود و از کوفی بی‌نقطه به نقطه‌دار و نسخ و نستعلیق و ثلث و رقاع و شکسته و غبار و امثال آن ترقی کرد . قبل از اسلام خطوط مختلفی از جمله ميخي و پهلوي و اوستايي در ایران متداول بوده‌است اما با ظهور  دين اسلام نیاکان ما الفبا و خطوط اسلامی را پذیرا شدند. تاریخ شکل گیری خط عربی و نحوهٔ نگارش آن چندان به  پيش از اسلام بر نمی‌گردد و تقریبا همزمان با گسترش اسلام و در سال‌های اولیه فتوحات اسلامی شکل گرفت.

یکی از قدیمیترین نمونه خط کوفی گل‌دار که در کشور ما وجود دارد، و به خوبی نشان میدهد چگونه از خط برای تزئین بنا استفاده شده، نوشته‌های مسجد جامع نائین که به تاریخ ۲۸۸ هجری مورخ میباشد. در این نوشته‌ها ابتدا و انتهای حروف با نقوشی شبیه به برگ خرما تزئین شده و با‌ین طریق خواندن آن کار آسانی نیست. کتیبه مسجد نائین به طریق زیر خوانده میشود :  امن با لله و الیوم.

دویست سال بعد در مسجدی در زنگبار که بوسیله ایرانیانی که با آن کشور مهاجرت کرده بودند ساخته شده، همین کتیبه با تزئینات بیشتر و پیچ و خم های زیادتر، زینت دیوار گردیده است. خواندن کتیبه زنگبار بسیار مشکل تر از قرائت کتیبه نائین است و تحول خط کوفی را در عرض دو قرن نشان میدهد.

تقریبا یکصد سال بعد از مسجد زنگبار در روی دیوار برجی که بافتخار سلطان مسعود سوم (۴۶۲-۵۰۷ هجری) ساخته شده کتیبه زیبائی، مخلوط با نقوش هندسی، به شیوه کاخ اشکانی در مشطه روی آجر تراشیده شده. که بمنزله یکی از شاهکارهای هنر خط نویسی روی ابنیه می‌باشد و قابل مقایسه با کتیبه مدرس نظامیه در خار گرد است که بنام نظام الملک ساخته شده است.

هرچند ایرانیان خط کنونی خود را از عرب‌ها وام گرفته‌اند، با این حال در تکامل این خط و در تبدیل آن به هنر خوشنویسی نقش عمده‌ای داشته‌اند. ایجاد نقطه و اِعراب در خط عربی را به ‌فردی بنام ابواسعد دولي الفارس و در سدۀ اول هجری نسبت داده می‌شود که بیشتر برای جلوگیری از اشتباه خواندن قرآن توسط غیر عرب‌زبانان ازجمله ایرانیان انجام شد.

خط تعليق را می‌توان نخستین خط ایرانی دانست. خط تعلیق که ترسل نیز نامیده می‌شد از اوایل قرن هفتم پا به عرصه گذاشت و حدود یکصد سال دوام داشت تعلیق از ترکیب خطوط نسخ و رقاع به وجود آمد و کسی که این خط را قانونمند كرد خواجه تاج سلماني  بود. که بعدها به وسیله خواجه عبدالحي منشي استرآبادي بدان قواعد و اصول بیشتری بخشیده شد.

پس از خط تعلیق که نخستین خط شکل گرفته ایرانی بود. در قرن هشتم ميرعلي تبريزي (۸۵۰ هجری قمری) از ترکیب و ادغام دو خط نسخ و تعلیق خطی بنام نسختعلیق بوجود آورد که نام آن در اثر کثرت استعمال به نستعليق تغییر پیدا کرد. این خط بسیار مورد اقبال واقع شد و موجب تحول عظیمی در هنر خوشنویسی گردید. و بعدها در دوران شاه عباس صفوی به دست مير عماد حسني به اوج زیبایی و کمال رسید.

"سلطان علي مشهدي" ملقب به "سلطان الخطاطين" در تمجيد و تمحيد خواجه مير علي گويد:


نسخ و تعليق اگر خفي و  جلي است                       واضع اصل خواجه مير علي است

تا که بوده است عالم و آدم                                 هرگز اين خط نبوده در عالم

وضع فرمود او ز ذهن دقيق                                از خط نسخ وز خط تعليق

ني کلکش از آن شکر ريز است                             کاصلش از خاک پاک تبريز است

 خط نستعلیق علاوه بر خوشنویسانی که در حیطه ایران کنونی می‌زیستند. در خراسان بزرگ و  كشورهاي آسياي ميانه ، افغانستان و به ‌ویژه خوشنویسان دربار گور كانيان در هندوستان ( كه تعلق خاطر ویژه‌ای به  فرهنگ ايراني داشتند) رشد و پیشرفت قابل توجهی کرد.

بطور کلی قرنهای نهم تا یازدهم هجری را می‌توان قرن‌های درخشان در هنر خوشنویسی در ایران دانست. در اواسط قرن یازدهم سومین خط خالص ایرانی یعنی  شكسته نستعليق به دست مرتضي خان شاملو حاكم هرات با تغییر دادن خط نستعلیق ابداع شد. علت پیدایش آن را می‌توان به سبب نیاز به تندنویسی و راحت‌نویسی در امور منشی‌گری و بیش از آن ذوق و خلاقیت ایرانی دانست. همانطوری که بعد از پیدایش خط تعلیق، ایرانیان به‌خاطر سرعت در کتابت، شكسته تعليق آن‌را نیز بوجود آوردند. درويش عبدالمجيد طالقاني این خط را به کمال رساند.