تخت جمشيد يا تختگاه هیچکس ( 6)
بررسي اسناد پوريم شناسي پورپيرار
( قسمت چهلم)
اغراق و دروغ شاید بتواند برای مدتی عده ای را هیجان زده کند و در میدان نگه دارد ولی چون پایه و اساس صحیحی ندارد، خیلی زود جای خود را به حقیقت می دهد، که معمولاً تلخ است و تلخی آن باعث نا امیدی و یأس می گردد
پورپيرار در فيلم تختگاه هيچكس کوتاهی ارتفاع پله های ورودی تخت جمشید را يكي از دلايل خود براي ناتمام انگاري بناي پارسه عنوان مي كند. دليلي كاملا غیر منطقی و ناپخته كه بنظر مي رسد از سر استيصال و براي خالي نبودن عريضه مورد توجه و آگراندیسمان قرار گرفته است.
او علت کوتاهی ارتفاع پله های ورودی تخت جمشید را ايجاد سهولت جهت بالابردن سنگ و دیگر مصالح بر روی سکوی کاخ !!! بیان کرده است و معتقد است در آنزمان با ریختن شن روی پله ها یک سطح شیب دار بوجود می آورده اند تا براحتی قادر شوند سنگها را به روی ایوان بالایی پارسه منتقل كنند.
امروزه تمهیدات بیانی در تبلیغات همه جا را پر کرده است. نمایش افراد، سوژه ها و اشیا فراتر از آنچه هستند، استراتژی رایجی در ایجاد جلب توجه و تاکید بر ویژگی های مورد نظر است و آشکار است که تبلیغات اغراق آمیز نسبت به تبلیغات بدون اغراق، تولید کشش بیشتری می کند.
از آنجایی که اغلب تبلیغات هر دو بعد کلامی و بصری مبالغه و تحریف را شامل می شود، تردید ها فراگیر مي شوند . تبلیغاتچی ها اغلب به منظور خوش جلوه کردن محصول خود ، دست به ترکیب ، تغییر ، بهبود و گاه تصویر آفرینی می زنند، از سد ادراکی مصرف کنندگان نفوذ کرده و پیام های مربوط به محصول دست و فكر خود را انتقال می دهند ، در حالی که بسیاری از فنون مبالغه را به وضوح برای گول زدن یا هدایت ذهن مصرف کنندگان سادهدل بكار گرفته اند. اين روشي است كه ناصر پورپيرار در بررسی تاريخ ايران با تمام توان بخدمت گرفته است .در حاليكه هر انسان هوشمندي با كمي دقت و حوصله به راحتي مي تواند پی به نیات گرداننده این نمايش دروغين و مبالغه اميز ببرد.
در گذشته بشر ساختمانهاي خود را بر روي سطوح صاف بنا ميکرده است و در ساختمان سازي هرگز از طبقات استفاده نمي نمود. شيبهاي طبيعي مانند تپه ها، نخستين آموزگار بشر براي حل اختلاف سطوح بود. چرا که بشر براي دست يابي به سطوح صاف (صفّه ها) که منازل خود را در آن ساخته بود، بناچار بايد از طريق تپه ها و شيبها به آنها دست مي يافت. پس شيبها اولين ارتباط دهنده سطوح غير هم سطح بودند. در ابتدا، زاويه شيبها بسيار زياد بوده ولي در حال حاضر داراي حداقل و حداکثر زاويه مي باشند که حداقل حدود 6 درجه و حداکثر حدود 10 درجه است که اصطلاحاً به آنها شيب 6% و شيب 17% مي گويند.
همانطور که گفته شد پلكان بزرگ شمال غربي 111 پله (يعني سه بار عدد يك ) دارد كه حاصل ضرب 37 (سه و هفت) در عدد 3 مي باشد ، ضمنا" پلكان مورد بحث با يك پاگرد به دو قسمت تقسيم مي شود يكي 63 پله دارد (يعني 7×3×3×3 و همچنين به صورت تفکیکی شامل عدد 3 و دو برابرش( يعني 6 )در كنار هم می شود و ديگري 48 پله (يعني 3×16) دارد یعنی مجددا" همان عدد ۶۳ بهمراه یک عدد ۱ در جلوی آن.موارد ديگر هم چنين رمزهايي را نشان مي دهد.

پژوهشهاي دانشمنداني چون كِرِفتر،نيلندر،ا.هسّه، تيليا و مايكل رُف،مقياسهاي طولي به كار رفته در تخت جمشيد را روشن كرده است.
كوچكترين واحد اندازه گيري يك "انگشت" بوده است كه با مقياس امروزي 2/2 سانتي متر مي شود.واحدهاي ديگر عبارت بوده اند از:
كف يا قبضه برابر 4 انگشت يا 7/8 سانتي متر.
گام (تخت جمشيدي) برابر 16 انگشت يا7/34 تا 8/34 سانتي متر.
ارش(گز) برابر 24 انگشت يا 1/52 تا 2/52 سانتي متر.

پلکان تخت جمشید را شايد بتوان به عنوان يكي از بهترین پله های موجود در بين آثار تاریخی جهان بشمار آورد ، زیرا روبروي هم و به صورت قرینه ای و يك اندازه ساخته شده اند . راحتي و وقار مهمان ها به هنگام تردد از عوامل اصلي ساخت پله ها بدين فرم و سياق بوده است.
شیب این پله ها به قدری ملایم و حساب شده ساخته شده است که زیبنده این مجموعه باشکوه باشد ، زیرا بالا رفتن از این پله ها به دلیل شیب کم و تعداد زیاد آنها با مقاومت و آرامش صورت می گرفته است . از دیگر عوامل می توان به تناسب این نحوه گام گذاردن بر پله ها با نوع لباسی که در آن زمان میپوشیدند اشاره نمود که منظره چشم نوازی از وقار و متانت را به بیننده القاء می نمود. عامل بعدی نیز مقام و اهمیت اسب بعنوان یگانه وسیله تندرو و قدرتمند حمل و نقل و همدم و یاور بشر در کارزارهای مهم آن عصر است که شیوه طراحی و ساخت پله ها به این سبک باعث می گردید در مواقعی که ایجاب می کرد سوارکار بتواند همراه با مرکب خود به نحو سریع تر و راحتری به بالای صفه صعود نماید.
پلكان يك راه ارتباطي است كه دو سطح مختلف را به هم ارتباط مي دهد و برای طی کردن آن به صرف انرژي نیاز است.
هر چه مهندسان و طراحان در زمان ساخت یک بنا ( با کاربری بنایی تشریفاتی همچون پارسه )، ارتفاع پله هاي آنرا را بلندتر در نظر بگيرند ، استفاده كنندگان را گرفتار صعوبت بیشتری جهت پا گذاردن و عبور از آنها می نمایند. زیرا آنان مجبور مي گردند كه با صرف انرژی بیشتر گامهاي بلندتر و ناموقرانه تري برای طی کردن پله ها بردارند كه به هيچ وجه زيبنده خود و مكان بزرگي كه پاي در آن نهاده اند نيست.در این بین نباید جایگاه ریش سفیدان و بزرگان سنی را در تاریخ و سنن گذشته از یاد برد که طبعا ملاحظه وضعیت خاص آنان برای بالا رفتن از پله ها امری بسیار ضروری بود.
به طور کلی هر قدر ارتفاع پله زیاد تر باشد تعداد پله مورد نیاز برای عبور از طبقه ای به طبقه دیگر کمتر شده و در نتیجه قفسه پله يا فضای لازم برای ایجاد پله کمتر است ، ارتفاع پله کاملاً بستگی به محل استفاده و اشخاص استفاده کننده از آن را دارد، مثلاً امروزه ارتفاع پله برای طبقات آپارتمان های مسکونی در حدود 16 تا 20 سانتیمتر در نظر گرفته می شود. زیرا 80 درصد استفاده کنندگان آن در سنینی هستند که به راحتی می توانند از پله ها پایین و بالا بروند ( اشخاص مسن تر و کودکان خرد سال بیشتر وقت خود را در منزل می گذرانند) و همچنین ارتفاع پله موتور خانه و یا انبار را در حدود 20 تا 25 در نظر می گیرند. زیرا 99 درصد استفاده کنندگان این قسمت از ساختمان را اشخاص جوان تشکیل می دهند. ارتفاع پله مکان های عمومی مانند ایستگاه راه آهن و یا بیمارستان ها و یا ادارات عمومی را در اندازه هايي كمتر يعني در حدود 15 تا 17 سانتیمتر در نظر می گیرند ، زیرا از این نوع پله ها اجباراً افراد در هر سنی استفاده خواهند نمود.
ارتفاع پله در قصر های بسیار مجلل و لوکس بستگی به فضای لازم برای ساختن پله را دارد که در این حالت نیز ارتفاع پله ها را حداكثر در حدود 15 سانتیمتر و کمتر در نظر می گیرند.
بنابراين بر خلاف ادعاي پورپيرار ، در نظر گرفتن ارتفاع 10 سانتيمتري براي پله هاي ورودي تخت جمشيد امري كاملا هوشمندانه و دقيق بوده است. بخصوص اينكه بعد از گذشت 25 قرن اختلاف آن با حداقل استانداردهاي امروزين چيزي في مابين ۱ تا ۲ سانتيمتر بیشتر نیست .
ناصر پورپيرار با شگرد مرسوم خود كه همانا مبالغه گويي و ترديدفكني هاي بي اساس است آنچنان در خصوص كوتاهي پله هاي تخت جمشيد سخن مي گويد و نتيجه گيري مي كند كه گويا در ساخت آنان چيزي در حدود 1 تا 2 متر ( 100 تا 200 سانتيمتر ) اختلاف معيار ( آنهم بر اساس معيارهاي رايج در در قرن 21 ميلادي ) وجود دارد.
اگر بقول ایشان تخت جمشید یک بنای نیمه ساز بوده است چه لزومی داشته که اول پله ها فرم بگیرند و بعد مصالح لازم براي ساخت کاخها را از روی پله ها عبور دهند تا بدين ترتيب به پله ها آسیب هاي زيادي وارد كنند ؟!!! آیا عقل سلیم حکم نمی کرد که ابتدا از همان سطح شیب دار فرم نیافته برای حمل مصالح به بالاي صفه استفاده نمايند و پس از پایان ساخت و ساز در بالاي صفه، پله ها را بسازند؟ اتفاقا وجود اين پله ها كه با هنرمندي ساخته شده اند خود یک از دلايل قوی برای اثبات این است که تخت جمشید یک بنای کامل بوده است.