بررسی اسناد پوریم شناسی پورپیرار ( قسمت سیزدهم )
" هنوز پاسخی نگرفته ام، چرا که نزد خردمند !!!! پاسخی جز اين موجه نيست که سراپای سرايندگان اين ادب مشعشع فارسی، همانند ديگر واعظان و مفسران و طبيبان و مورخان و جغرافی دانان و منجمان و درويشان و سالکان و صوفيان و عارفانی که برای ايران پيش از صفويه فهرست کرده اند، دست بافته ی يهوديان از پس پيدايش صفويه است که برای پوشاندن جنايت بزرگ خويش در ماجرای پوريم، کوشيده اند در سرزمينی، از اثر جنايات آنان تهی و خاموش مانده، جشن بزرگداشت نخبگان بگيرند، ( ناصر پورپيرار ، ايرانشناسی بدون دروغ 105 / مورخ 7/8/86 )
وی در این مقاله کنیسه های یهود را منبع تغذیه کننده ترویج شعر و شعور مولانا در جهان کنونی بر می شمرد:
" برای نمونه به هياهوی مولانا و شمس توجه کنيد که اين روزها سراسر جهان را از غوغای آن انباشته اند... در اين از خود بی خودی خيره سرانه که منبع تغذيه و تدارکات اوليه ی آن در پستوهای کنيسه پنهان است،. ( ناصر پورپيرار/ ايران شناسی بدون دروغ 105 )
در مقاله حاضر و چند مقاله آتی از مجموعه مقالات " بررسی اسناد پوریم شناسی پورپیرار " ، به بررسی مضامین تبلیغی – دینی اشعار تعدادی از ناموران ادب پارسی تا پیش از عصر صفویه پرداخته می شود تا خوانندگان ارجمند بیش از پیش با عیار ادعاهای پوچ ناصر پورپیرار در خصوص دست بافته یهود بودن کلام این بزرگان، آشناتر گردند.
بی شک هدف از هر تبلیغ ، تغییر نگرش افراد با استفاده از عوامل یک سویه، عاطفی و روانی است، لذا با کدام معیار عقلی می توان متصور شد که کنیسه های یهود دست به سرمایه گذاری در ایجاد و ترویج شعر و شعور شعرایی زده باشند که دیوان آنان مملو از ستایش آستان و عرض بندگی به درگاه آن خالق یگانه ای است که واجد خصوصیاتی غالبا" مغایر با خصوصیات آفریننده ای است که تورات یهود به بشریت معرفی نموده است فقط متاعی است که در بازار سرتاسر فتنه و دروغ پورپیرار یافت می شود.
با نگاهی به شعر کلاسیک پارسی، به عینه می توان گره خوردگی عاطفه و تخیل دینی - میهنی خاصی را که در زبانی آهنگین تجلی یافته حس کرد . عاطفه و تخیلی که یک کهکشان فاصله با برداشت های سطحی و مغرضانه ناصر پورپیرار در خصوص دست بافته یهود پنداشتن این ادبیات غنی دارد.
كم را بيش گفتن يا بيش را كم گفتن، کذب است و گويندهاش کاذب ( دروغگو ) است، چنان كه بود را نبود و يا نبود را بود خبر دادن دروغ گويى است و نيز بد را خوب و خوب را بد يا كوچك را بزرگ و بزرگ را كوچك خواندن، دروغخواهد بود.
متاسفانه ناصر پورپیرار با فرو بستن تعمدی چشمان خویش بر همه موازین عقلی، اخلاقی و منطقی دست به انتشار اخباری در خصوص سرایندگان متشخص شعر فارسی می زند که کاملا بی پایه و اساس و منبعث از حدس و گمانهای بیمارگونه است.
در بخش نخست این مقاله به سراغ اشعار مولانا می رویم تا بلکه نشانه هایی از قرابت بین اشعار وی با آنچه ناصر پورپیرار مدعی آنست بیابیم !!!
با مختصری غور و تفحص در این اشعار به موارد شگفت آوری برخورد می کنیم که به صراحت تمام سرچشمه در آیات قرآنی دارند و به نحوی بدیع به تبلیغ و ترویج آئینی که پیامبر اسلام مامور ابلاغ آن بود پرداخته اند .
آیا از دیدگاه ناصر پورپیرار ، کنیسه های یهود در عصر صفوی و در دوران معاصر سرمایه های خویش را در راه ترویج دینی که در تقابل و تعارض مستقیم با عقاید ومنافع آنانست به کار گرفته اند !!!
1- ازبرای چـاره این خـوفهـا آمد اندر هـرنمـازی «اهدنا»
كاین نمازم را میامیز ای خدا با نمـاز «ضـالّین» واهل ریا
(2/3391)
این دو بیت به آیات 6و7 سوره فاتحه اشاره صریح دارد: «اهدنا الصراط المستقیم. صراط الذین أنعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و لا الضالّین.»
2- «یؤمنون بالغیب» میباید مرا ز آن ببستم روزن فـانـی سرا
(1/3628)
روزن این دنیای فانی را به سوی آخرت برای آن بستم كه احوال واقع در آخرت را غایبانه تصدیق كنند.
مصراع اول این بیت به آیهی 3 سورهی بقره اشاره دارد كه میفرماید: «الذین یؤمنون بالغیب و یقیمون الصلوة و….» یعنی: آنان كسانی هستند كه به غیب ایمان میآورند و نماز را برپا میدارند و….
3- هـست بـر «سـمـع و بصـر» مـهر خـدا در حُجُب بس صورت است و بس صدا
(2/679)
یعنی در پس حجابها، صورتهایی از تجلّیات رحمانی و سروشهای غیبی است، ولی خداوند به واسطه عمل انسان، برگوش و چشم او مُهر نهاد كه به سان حجابی مانع شنیدن صداها و دیدن صورتهای رحمانی است.
این بیت تلمیحی است به آیهی 7 سورهی بقره: «ختم اللّه علی قلوبهم وعلی سمعهم وعلی أبصارهم غشاوة….» یعنی: خداوند بردل و گوش و چشم ایشان مُهر نهاد و حجابی قرار داد.
4- برق را چو «یخطف الابصار» دان نـور بـاقـی را هـمـه انـصـار دان
(2/1545)
عبارت «یخطف الابصار» در آیهی 19 بقره آمده است: «یكاد البرق یخطف أبصارهم….» یعنی: نزدیك است كه برق آسمان، بینایی آنان را برباید.
5- «فاتقوا النار» التی أوقدتموا انكم فی المعصیة ازددتموا
(1/3389)
بپرهیزید از آتشی كه خود افروختهاید كه همانا شما گناهان را افزودهاید.
این بیت به آیهی 24 بقره اشاره دارد كه میفرماید: «فاتقوا النار التی وقودها الناس و الحجارة و….» یعنی: بترسید از آتشی كه آتشگیره آن مردم و سنگها (بتها) هستند….
6- تـا ابـد هـــــرچـه بُوَد، او پـیش پـیش درس كـــرد از «علّم الاسماء» خویش
(1/264)
آدمـی كــه «عـلـم الاسـمـاء» بگست در تك چون برق این سگ، بیتگست
(2/2708)
هردو بیت به آیهی 31 سورهی بقره اشاره دارد: «علم آدم الأسماء كلها و….» یعنی: خداوند به آدم(ع) همه نامها را آموخت. معنی دو بیت نیز این است كه آدم(ع) اسرار و اسماء هرچه را كه تا ابد خواهد آمد، فرا گرفته و به تعلیم الهی سرافراز شده است و در برابر دویدن برق آسای وی، این سگ صفت (ابلیس) هیچ توان و قدرتی ندارد.
7- آدم «أنبئهم باسمـاء» درس گو شرح كن اسرار حق را مو به مو
(2/3269)
ای آدم! نامها و تعالیمی را كه به تو آموختیم، برای آنان به طور دقیق بازگو كن. این بیت ، اشارهای است به آیه 31 بقره: «علّم آدم… انبؤنی باسماء هؤلاء….» یعنی: به آدم بیاموخت همه نامها را (حقایق و معانی و اسرار الهی) و فرمود: این نامها را به من بگویید….
8- چون ملایك گو كه: «لا علم لنا» «یـا الهـی، غـیـر مـا عـلـمتـنـا»
(2/3175)
مانند فرشتگان بگو: خداوندا! ما را دانشی نیست جز آنچه خود به ما آموختی.
این بیت نیز تلمیحی است به آیهی 32 سورهی بقره: «قالوا سبحانك لا علم لنا إلاّ ما علمتنا….» یعنی: فرشتگان گفتند: پاكی تو، ما را دانشی نیست جز آنچه خود به ما آموختهای.
9- چـون بـه امـر «اهبطوا» بـنـدی شـدنـد حبس خشم و حرص و خرسندی شدند
(1/926)
وقتی كه روحهای ما با فرمان هبوط كنید، محبوس كالبدهای جسمانی شدند، به صفاتی از بخل، خشم و حرص خرسند شدند.
این بیت، به آیهی 38 سورهی بقره اشاره دارد كه: «قلنا اهبطوا منها جمیعاً….» یعنی: فرود آیید همه شما از پست….
10- چون سفیهان راست این كار وكیا لازم آمـد «یـقـتـلـون الانبـیـاء»
(2/1399)
وقتی كه قدرت و حكومت در دست نادانها باشد، آن نادانها، پیامبران را خواهندكشت.
مصراع دوم به آیهی 91 سورهی بقره اشاره میكند كه: «فلم تقتلون أنبیاء اللّه من قبل إن كنتم مؤمنین.» یعنی: اگر ایمان دارید پس چرا پیش از این، پیامبران را میكشتید؟
11- «و مـن نـنـسـخ آیـةً أو ننسهـا نأت خیراً» در عقب میداد مِها
(2/3859)
این بیت نیز تلمیحی است به آیه 106 بقره كه: «ما ننسخ من آیهٍ أو ننسها نأت بخیر منها أو مثلها….» یعنی: هیچ آیهای را منسوخ نمیكنیم و از یاد مردم نمیبریم، جز آن كه بهتر از آن یا مانند آن را برای مردم میآوریم.
12- از همه دلها كه آن نكته شنید آن سخن را كرد محو و ناپدید
(2/1672)
گرت برهان باید و حجت، مها بـاز خـوان «مـن آیـةٍ أو ننسها»
(2/1673)
این دو بیت نیز به آیهی 106 بقره اشاره دارد یعنی: بزرگا! اگر در این مورد به برهان و حجتی نیاز داری، به آیهی 106 بقره مراجعه كن.
13- گرچه دوری، دور میجنبان تو دم «حـیث مـا كنتم فولّوا وجـوهـكم»
(2/3354)
اگر از آنان دورید، از همان جای دور اظهار دوستی و مودت كنید و هرجا كه هستید، به سوی آنان رو كنید.
این بیت نیز به آیهی 144 بقره اشاره دارد كه: «قد نری تقلب وجهك فی السماء… فولّ وجهك شطر المسجد الحرام وحیث ما كنتم فولوا وجوهكم شطره….» یعنی: میبینیم گردانیدن روی تو را در آسمان… پس روی خود را به سوی مسجد الحرام بگردان و هركجا هستید، روی بدان آرید….
14- «طـهّـرا بـیـتـی» بـیـان پــاكـی اسـت گنج توست، اَر طلسمش خاكی است
(1/434)
خانهی دل را باید از پلیدها پاك كرد. كالبد عنصری، گنجینهی انوار الهی است، اگرچه طلسم آن، جسمی خاكی است.
این بیت به فرمان خداوند به حضرت ابراهیم(ع) در آیهی 125 بقره اشاره دارد كه: «عهدنا إلی إبراهیم و إسماعیل ان طهّرا بیتی للطائفین و….» یعنی: ما به ابراهیم و اسماعیل امركردیم كه خانهام را برای طواف كنندگان پاك كنید.
15- صورت از بی صورتی آمد برون بـاز شد كـه «انا الیـه راجـعون»
(1/1141)
همه این موجودات از حضرت حق و ذات بی چون او سربرآوردهاند و دوباره به سوی او بازمیگردند.
این بیت به آیهی 156سورهی بقره اشاره دارد كه: «الذین اذا أصابتهم مصیبة قالوا إنا للّه وإنّا إلیه راجعون.» یعنی: كسانی كه به حادثهای سخت دچار آیند، بگویند ما از خداییم و به سوی او باز رویم.
16- گـر نفـرمـودی قصـاصـی بـرجُنـاة یا نگفتی «فی القصاص» آمد «حیاة»
(1/3888)
اگر برای جنایتكاران، قصاصی مقرر نمیفرمود یا نمیگفت كه در قصاص، زندگی است، هركسی گستاخ میشد و به روی مردم تیغ میكشید. این بیت اشارهای است به آیهی 179 بقره كه: «ولكم فی القصاص حیاة یا اولی الالباب.» یعنی: ای خردمندان! برای شما در قصاص، زندگی تحقق پیدا میكند.
17- آن غـریب ازذوق آواز غـریب از زبان حق شنود «انّی قریب»
(2/3601)
آن كسی كه طعم حقایق ربانی را نچشیده، با شنیدن جان كلام پیامبران درمییابد كه حق تعالی فرموده است: من نزدیك هستم.
این بیت تلمیحی است به آیهی 186 بقره كه: «واذا سألك عبادی عنی فانی قریب أجیب الداع….» یعنی: و هرگاه بندگانم از من درخواست كنند، من نزدیكم و چون كسی مرا بخواند، اجابتش میكنم….
18- چون مرا سوی اجل عشق و هواست نهی «لا تـلقـوا بأیـدیكـم» مـراست
(1/3930)
اشاره به آیهی 195بقره است كه: «ولا تلقوا بأیدیكم إلی التهلكة….» و خود را با دست خود به هلاكت میفكنید.
19- «آتنا فی دار دنیانا حسن آتنا فی دار عقبانا حسن»
این بیت نیز اشاره به دعایی دارد كه در آیهی 201 بقره آمده است: «ربنا آتنا فی الدنیا حسنة وفی الآخرة حسنة وقنا عذاب النار.» یعنی: پروردگارا! در دنیا به ما نیكی عطا فرما و در آخرت نیز نیكی ارزانی دار و ما را از كیفر دوزخ مصون دار.٭
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
٭ برگرفته از: شرح مثنوی معنوی مولوی، دفتر اول و دوم، رینولدالین نیكلسون؛