بررسي ادعاي محو امكان نگارش بر اثر وقوع پوريم ( 2 )


بررسي اسناد پوريم شناسي پورپيرار
( قسمت  سي  و يكم )

 

ناصر پورپيرار در دويست و شصت و چهارمين مقاله از سلسله مقالات خود پيرامون " آشنايي با ادله و اسناد پوريم " اطمينان خاطر كامل مي دهد كه از زمان اجراي پوريم در حدود 1000 سال قبل از ظهور اسلام، تا قرنهاي متمادي بعد از ظهور آن، امكان هرگونه نگارش بر هر متريال در سراسر عالم از بين رفته است.

اطمینان داریم که با افول نور شرق میانه در اثر کشتار وسیع پوریم، هر نوع نگارش بر هر ماتریال و با ابزار معین و ثابت و استاندارد در منطقه ما و به نشانه هایی که می آورم در سراسر عالم، تا قرون اخیر تعطیل بوده است. 

حال اگر بطور فرضي ادعاي وي مبني بر تعطيل شدن هر نوع نگارش بر هر ماتريال بر اثر قتل عام كليه ساكنين منطقه شرق ميانه  در جريان وقوع پوريم را بپذيريم، با كدامين حجت عقلي و شواهد تاريخي مي توانيم بسط ادعاي وي در خصوص عدم وجود هر گونه نوشت افزار در سراسر كره زمين ( يعني حتي در مكان هايي كه هيچ ارتباطي با منطقه اجراي پوريم نداشته اند) را بر اثر وقوع ماجراي پوريم بپذيريم؟

در صورت صحيح  قلمداد نمودن ادعاي پورپيرار  نكته حيرت انگيز و چالش آفريني كه نمودي چشمگير مي يابد اينست كه براستي چرا در قرآن كريم كه حدودا" ده قرن بعد از كشتار پوريم در  يكي از محدوده  هاي جغرافيايي و يا منتهي به جغرافياي وقوع آن نازل شده است ، بعضا" جزيي ترين مسائل شخصي انسانها ( بالاخص مردمان آن روزگار سرزمين عربستان ) با دقت  مورد بررسي و نقد موشكافانه قرار داده شده و رهنمود هايي نيز  به فراخور براي اصلاح و يا رفع هر يك  ارائه گرديده و همچنين به وقايع ريز و درشت تاريخي فراواني بمنظور عبرت آموزي بشر آنروز و نسل هاي آتي  دخول گرديده ولي هيچ اشاره مشخص و قابل اتكا و استفاده اي به ماجرايي به بزرگي پوريم در آيات آن نگرديده است؟

 نكته بعدي اينكه كه در زمان ظهور دين مبين اسلام در سرزمين عربستان گروه زيادي از اهل كتاب  ( يهود و نصارا ) و غير اهل كتاب ( امييون ) در كنار يكديگر زندگي و داد و ستد مي كرده اند و عليرغم اختلافاتي كه با يكديگر در رابطه با پاره اي از امور حتي بسيار جزيي داشته اند ولي هيچگاه جنگ و نزاع و  حتي مشاجره اي ناشي از كدورتها و كينه هاي باقي مانده از كشتار بزرگ و خانمانسوز پوريم با يكديگر نداشته اند.

مگر پورپيرار معتقد نيست يهوديان آمران اصلي كشتار پوريم بوده و ساكنين صحراي عربستان نيز همان معدود نجات يافته گان از اين كشتار عظيم بوده اند كه به صحراي مذكور گريخته اند؟ براستي اگر اينگونه است آيا نمي بايست شاهد درگيري ها وبحث هاي زيادي بين بازماندگان اين دو گروه پيرامون آن نسل كشي عظيم مي بوديم؟

و اما در ارتباط با ادعاي وي مبني بر عدم وجود هرگونه ابزار و آلات نوشتاري پس از  اجراي پوريم تا ظهور دين اسلام و همچنين تا قرنها بعد از ظهور آن در منطقه ما و سراسر عالم گفتني است كه اين ادعا بطور كامل با مندرجات قرآن كريم كه نام نوشت افزارهای متعددي در آن آمده است در تناقض است.

پاره اي از اين نوشت افزارهاي اشاره شده در قرآن كريم به قرار ذيل است:


قرطاس : یعنی كاغذ . از اين نوشت‌افزار در قرآن دوبار ياد شده است: ولو نزلنا عليك كتاباً في قرطاس فلمسوه بايديهم لقال الذين كفروا ان هذا الا سحر مبين(انعام/7/7). « اگر فرومي‌فرستاديم بر تو كتابي را در كاغذ ( نوشته‌اي در كاغذ) كه آن را با دست‌هاي خويش لمس مي‌كردند، بي‌گمان كه ناباور شدند، مي‌گفتند : اين ( كتاب) جز جادويي آشكار ، چيزي نيست.» و نيز در آيه 91 به صورت جمع ( قراطيس) آمده است.

يكي از ابزارهاي رايج در نگارش ميان اقوام و ملت‌هاي گوناگون در عصر نزول، كاغذ بود. طبق شواهد تاريخي در آن زمان كاغذ در هندوستان ساخته مي‌شد و حجاز هم مركز تجارت بود و مردم با اين كالاي تجاري كه به شام ، يمن و روم مي‌رفت،‌ آشنا بودند و از آن استفاده مي‌كردند. بنابراين از همان آغاز نزول وحي دسترسي به اين وسيله فراهم بود ، اگرچه به لحاظ وارداتي بودن آن و شايد بالا بودن قيمت،‌ چندان فراوان نبوده كه هرگاه بخواهند و هر اندازه بخواهند، فراهم آورند.

قلم:  خامه تراشيده . اين ابزار نگارش به صورت مفرد و به صورت جمع ‹‹اقلام›› در چهار مورد در قرآن بكار رفته است (سوره علق، آیه 4؛ سوره لقمان، آیه 27؛ سوره ن و القلم؛ سوره آلعمران، آیه 44(

قلم به خامه تراشيده شده گفته مي شود. راغب در مفردات آورده است:‌ اصل القلم القص من الشيئ ... وخص ذالك بما يكتب به. ( قلم در اساس به معناي كندن از چيزي است ) اين اسم (‌ قلم) به آن چه به آن نويسند،‌ اختصاص يافته است. دهخدا چنين آورده است: چيدن و تراشيدن و قطع كردن چيزي را گويند.

صحف: به معنی برگهایی از كاغذ كه روی آن نوشته شده است برگی كه از دو رو مكتوب باشد این واژه به همان صورت، در هشت مورد از آیات قرآنی آمده است. (سوره طه، آیه 133، سوره نجم، آیه 36؛ سوره عبس، آیه 13؛ سوره تكویر، آیه 10؛ سوره اعلی، آیه 19-18؛ سوره مدثر، آیه 52؛ سوره بینه، آیه 2(

صحف را در لغت جمع صحيفه  مي دانند. راغب در مفردات گويد:‌ الصحيفة ، المبسوط من الشيء و الصحيفة، التي يكتب فيها و جمعها صحائف و صحف و المصحف ما جعل جامعاً للصحف الكمتوبة و جمعه مصاحف. ( يعني: هر چيز پهن را صحيفه گويند. صحيفه چيزي است كه برآن نويسنده وجمعش صحايف و صحف است. و مصحف جامع برگ‌هاي نوشته شده را گويند وجمع آن مصاحف است)

رق: به معنی پوست نازك و ظریفی كه بر آن می نویسند و برگ سفید  است . این كلمه در آیه در فی رق منشور بكار رفته است(سوره انبیاء، آیه 104(

راغب در مفردات چنين آورده است: و الرّق ما يكتب فيه شبه الكاغذ. چيزي كه بر آن نويسند و شبيه كاغذ است.

خداوند در سوره طور مي‌فرمايد: والطور. و كتاب مسطور. في رق منشور ( طور/52/3-1) « سوگند به طور و كتاب نوشته شده در پوستي گسترده.»

سجلّ : سنگ يا هر چيزي كه در آن نويسند.

راغب در مفردات گويد: ‌والسّجلّ قيل حجر كان يكتب فيه، ثم سمي كل مايكتب فيه ثم سمي كل ما يكتب فيه سجلاً.

خداوند در قرآن چنين آورده است: يوم نطوي السماء كطي السجل للكتب( انبياء/21/104).

روزي كه پيچيم آسمان را همانند پيچيدن نوشتارها ، مر آن چه را نوشته است»

مداد: مركبي كه در نوشتن به كار مي‌رود.

در لسان العرب آمده است: والمداد ، الذي يكتب به: آن چه كه بدان نويسند.
خداوند در قرآن مي‌فرمايد: قل لو كان البحر مدادا لكلمات ربي لنفد البحر قبل ان تنفد كلمات ربي ... ( كهف /18/109). « (اي پيامبر) بگو اگر دريا مدادي ( مركبي ) مي‌‌شد براي نگارش سخنان پروردگار، هر آينه پايان مي‌يافت دريا (خشك مي‌شد) پيش از آن كه پايان يابد سخنان پروردگارم.»

كتاب:‌ نوشته‌ يا مجموعه نوشته‌ها. اين واژه در قرآن مجيد فراوان به كار رفته است چه به صورت مفرد ، چه به صورت جمع . گاه اشاره به كتاب‌هاي پيامبران پيشين (صلي الله عليه واله) دارد. گاه اشاره به قرآن مجيد. گاهي نامه اعمال بندگان در قيامت را گويد. گاه هر نوشته‌اي را به صورت عام گويد.

آن چه از آيات به دست مي‌آيد ، تأييدي است بر اين كه اين گونه وسايل آشناي مردم و بهره برده مردم عصر نزول قرآن بوده است و ايشان از اين وسايل در امر نگارش بهر‌ه‌ برده‌اند.

بررسي ادعاي محو امكان نگارش بر اثر وقوع پوريم (1)


بررسي اسناد پوريم شناسي پورپيرار
( قسمت  سي ام )


ناصر پورپيرار در مقاله 264  از سلسله مقالات خود تحت عنوان آشنايي با اسناد و ادله پوريم ادعا مي كند كه بر اثر اجراي قتل عام پوريم امكان هر نوع نوشتن بر هر  ماده ( اعم از چوب و سنگ و پارچه و كاغذ و آهن و مس  و ... ) و با هر ابزار ثابت و معين  ( قلم سنگي ، چوبي ، فلزي ، مويي و ... ) نه تنها در منطقه ما بلكه در سراسر عالم !!!! تعطيل و ناممكن گشت و اين موضوع تا قرون اخير ادامه داشته است.

اطمینان داریم که با افول نور شرق میانه در اثر کشتار وسیع پوریم، هر نوع نگارش بر هر ماتریال و با ابزار معین و ثابت و استاندارد در منطقه ما و به نشانه هایی که می آورم در سراسر عالم، تا قرون اخیر تعطیل بوده است. به زبان دیگر پوریم تحول تدریجی در تکمیل ابزار قلم را متوقف کرد و نمونه هایی را که اینک در دست داریم، به خوبی حکایت می کند که تا دوران نزدیک به ما  وسیله رسمی و فنی معینی برای نگارش در سراسر عالم موجود نبوده است. مورخ با مراجعه به اسناد اثباتی این مطلب، هنگامی که تا همین چند قرن اخیر ، صاحب منصبان فرهنگی و یا سیاسی و نظامی و اشراف جهان را مشغول نگارش با قیک قطعه پر می بیند، به خصوص هنگامی که انواع خنجر و دشنه و گرز و شمشیر و کمان و زره جنگ آوری در اروپا فراوان است، اما ابزار نگارش در دربارها هم جز همان پر نیست، آن گاه به عمق مصیبتی آگاه می شود که پوریم بر سرنوشت فرهنگی بشر حاکم کرد.)  ناصر پورپيرار – آْشنايي با اسناد و ادله پوريم / ايرانشناسي بدون دروغ 264  يكشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت: ۲۳:۳۲ )

 واژه "قلم دو بار در قرآن به كار رفته است كه عبارتند از: "اقْرَأْ بِاسْم‌ِ رَبِّكَ الَّذِی خَلَق‌...الَّذِی عَلَّم‌َ بِالْقَلَم‌ِ "( سوره علق‌، آيه چهار )

 و "ن‌َّ وَ الْقَلَم‌ِ وَ مَا یَسْطُرُون‌َ"( سوره قلم‌، آيه يك )

خداوند در قرآن به قلم ارزش  والايي داده و به آن سوگند یاد كرده است: (سوگند به قلم و آنچه با قلم می‌نویسند ) این آیه مباركه اهمیت نوشتن را می‌رساند كه چقدر باارزش است. خدای سبحان در این آیه به قلم و آنچه با قلم می‌نویسند سوگند یاد كرده است ، و از ظاهر سیاق برمی‌آید كه منظور از قلم ، مطلق قلم، و مطلق هر نوشته‌ای است كه با قلم نگاشته می‌شود، و از این جهت این سوگند را یاد كرده كه قلم و نوشته از عظیم‌ترین نعمت‌های الهی است، كه خدای تعالی بشر را به آن هدایت كرده، بوسیله آن حوادث غایب از انظار و معانی نهفته در درون دل‌ها را ضبط می‌كند... بنابراین، سوگند خوردن خدای تعالی به قلم، و آنچه می‌نویسند سوگند به یكی از نعمت‌ها است.

درباره سوگندهايي كه خداوند متعال در قرآن كريم ياد فرموده‌ است، بايد گفت‌: كه آن سوگندها داراي دو پيام و يك نتيجه هستند.


پيام اول‌: توجه به موضوعي است كه دربارة آن قسم ياد شده تا شنوندگان با پي بردن به عظمت موضوع‌، در مفاد آن بيشتر دقت كنند.


پيام دوم‌: توجه به اهميت چيزي است كه قسم به آن تعلق گرفته‌. خورشيد، ماه‌، ستارگان‌، شب و روز، نفس انسان و كيفيت هدايت و اضلال و ساير چيزهايي كه قرآن به آنها قسم ياد كرده‌; اموري بسيار مهم و داراي نكات برجسته‌، تأمل برانگيز و دقيق هستند.


حاصل و نتيجه اين دو پيام‌، تحرك فكري انسان و تلاش براي علم و فهم بيشتر است‌. واضح است كه اين نوع سوگندها به دليل اثرات مفيد و سازنده با سوگندهاي لغو و بي پايه كه معمولاً همراه با نوعي توهين به مقام شامخ ربوبي و يا ساير مقدسات مي‌باشد، نسبتي ندارد و در حقيقت اين دو نوع قسم‌، از دو مقوله جدا و بي‌ارتباط با يكديگر هستند.

 لذا اگر سخن پورپيرار را بپذيريم كه بر اثر كشتار پوريم :

" هر نوع نگارش بر هر ماتریال و با ابزار معین و ثابت و استاندارد در منطقه ما و به نشانه هایی که می آورد در سراسر عالم، تا قرون اخیر تعطیل بوده است  به زبان دیگر پوریم تحول تدریجی در تکمیل ابزار قلم را متوقف کرد و نمونه هایی را که اینک در دست داریم، به خوبی حکایت می کند که تا دوران نزدیک به ما  وسیله رسمی و فنی معینی برای نگارش در سراسر عالم موجود نبوده است "

 

آنگاه چگونه مي توان پذيرفت كه قرآن كريم در آيات خود به ابزاري  ( قلم ) اشاره مي كند كه بنا به استدلال ناصر پورپيرار از يكهزار سال قبل از بعثت پيامبر تا قرنها پس از آن ، در سراسر منطقه و بلكه عالم  وجود خارجي نداشته است و بشر آنزمان و نسل هاي متعدد قبل از او هيچگونه معرفتي نسبت به آن نداشته اند!!

 آيا به قصد معطوف نمودن ديدگان مردمان آن روزگار  به عظمت يك پديده،  قرآن مي بايست به شيئي سوگند ياد مي نمود كه براي مخاطبين كاملا غريب و موهوم  بود.

و آيا قرآن كريم  به قصد ايجاد تحرك فكري و تلاش  بيشتر بشر براي علم و فهم افزونتر ، به شيئي قسم خورده  كه آن شيئي اساسا عينيت بيروني نداشته  است؟!!

  جالب تر اينجاست كه اولين سوگندي كه خداوند در قرآن بيان كرده سوگند به قلم است.  زيرا كه بر اساس ترتیب نزول سوره ها، اولین آیاتی که بر پیامبر اکرم نازل شد، آیات سوره علق بوده و پس از آن، سوره "قلم" به پیامبر اکرم نازل شد. با این سوگند، خداوند به اهمیت قلم و نویسندگی اشاره کرده و همانند سوره علق ( اولین آیات نازل شده ) مقام والای قلم و سطور را به مخاطبان گوشزد کرده است. چرا که قلم و نویسندگی، سرچشمه پیدایش تمام تمدنهای انسانی، پیشرفت و تکامل علوم، بیداری اندیشهها، شکل گرفتن مذهبها و سرچشمه هدایت و آگاهی بشر است.

اگر سخن پورپيرار را مبني بر عدم وجود هرگونه اثري از قلم در طول قرنها قبل و بعد از اسلام بپذيريم، آنگاه چگونه مي توان پذيرفت كه پروردگار بزرگ  جهت جلب  و سپس هدايت ذهن بشر به سوي عظمت آفريده هاي خويش ،  نخستين سوگند خود را به چنين ابزاري كه براي بشر آنروز كاملا ناشناخته و بي هويت بوده است ياد  مي كند.

 

 به هرصورت متاسفانه شاهد آن هستيم كه  از يك سو ناصر پورپيرار در  مقالات اسلام وشمشير  خود كتاب قرآن را يك كتاب الهي كامل و  بي عيب و نقص بر مي شمرد. و از سويي ديگر در مقاله فوق الاشاره با انكار وجود قلم از زمان هخامنشيان تاقرون اخير ، عدم اعتقاد راسخ خود به محتواي اين كلام الهي را بمنصه ظهور مي گذارد.

 لازم بذكر است در چهل و چهار سوره قرآن، ضمن صد و چهار آيه، صد و هيجده مورد سوگند در قرآن آمده كه نود و پنج مورد سوگندهاي آفريدگار جهان است . در بيست و سه سوره ،  آغاز آن سوره با سوگند مي‏باشد . در دو مورد سوگندهائي است كه از زبان رسول خدا در اثبات وقوع روز قيامت و محاسبه اعمال و جزاء در آن روز آمده است، در چهار مورد قسمي است كه از برادران حضرت يوسف آمده است و يك مورد، سوگندي است كه ساحران براي فرعون ياد كرده‏اند كه بر موسي غالب خواهند شد. يك مورد نيز سوگندي است كه شيطان در اغواء بندگان غير مخلص ياد كرده است. پانزده مورد نيز مربوط به مشركين و منافقين و منكرين روز قيامت مي‏باشد.


پس سوگندهاي قرآني به شرح زیر هستند : 1- سوگندهاي الهي 2- سوگندهاي مردمي : شامل : الف ) سوگندهاي پيامبران ، ب ) سوگندهاي مردمان نظير : سوگند برادران يوسف ، ساحران ، مشركان ، منافقين ، منكرين 3 - سوگند  ابليس