تبليغاتX
حق و صبر

حق و صبر

پاسخ به ناصر پورپیرار

بررسی اسناد پوریم شناسی پورپیرار ( قسمت بیست و ششم )

ناصر پورپيرار در مقاله مدخلي بر ايران شناسي بي دروغ و بي نقاب 73 به موضوع قلمدان سازي در ايران پرداخته و  كوشيده به خوانندگان مقالات خود چنين القاء سازد كه چون هيچ قلمدان داراي تذهيب، تشعير، مينياتور، خطاطي و ترصيع مربوط به ماقبل دوره صفويه  در ايران يافت نگرديده است پس انبوه دانشوران و شاعران و مفسرین و مورخین و صاحب نظران ایرانی پیش از عهد صفویه جعلي و دروغين مي باشند. فلذا اين موضوع نشانه ديگري است بر اثبات اين ادعا كه تا پیش از ظهور صفویه بمدت 2200 سال نشانه های هستی بومی و روابط اجتماعی، در هیچ عرصه ی اقتصادی و سیاسی و فرهنگی ايران دیده نمی شود .

و اینک فقط یادآور می شوم که ساخت قلمدان ها در ایران، از سده ی دوم تسلط صفویه آغاز می شود،....... بدین ترتیب و با این همه، مورخ می پرسد مگر انبوه دانشوران و شاعران و مفسرین و مورخین و صاحب نظران ایرانی پیش از عهد صفویه، از فردوسی و بیرونی و خوارزمی تا ابن سینا و عطار و خیام و حافظ و سعدی و مولانا و بیهقی و غیره، به قلمدان نیاز نداشته اند و به کدام سبب در این سرزمین ابزار نگارش با هر شمایل و ترکیب و فن و ترفندی که باشد، از دوران ماقبل صفویه نیافته ایم؟ اگر دورتر از اواسط صفویه قلمدانی نبوده، پس از دو حال خارج نیست: یا قلم به دست و محتاج ابزار نگارشی ظهور نکرده و یا دانش تربیت استادان و سازندگانی در این فنون ظریفه نداشته ایم. حاصل هر دوی این موارد برابر است: ایران پیش از صفویه فاقد هستی اقتصادی و سیاسی و فنی و فرهنگی است. ( ناصر پورپیرار دوشنبه هجدهم تیر ۱۳۸۶ )

 مي دانيم با ظهور اسلام، استفاده از قلمدان براي كارهاي تحريري معمول گشت و در مدرسه ها، مكتب خانه ها و مراجع ديواني مورد استفاده قرار گرفت.  قلمدان که پيش از ظهور اسلام يعني از دوران ساسانيان به صورت مشبک و غير مشبک از فولاد و مفرغ بود و نقره کوبي و طلاکاري مي شد. پس از ظهور اسلام هم مورد استفاده نويسندگان، شعرا و مستوفيان قرار داشت. ناصر خسرو قبادياني که از شعرا و حکماي معروف ايراني است  و در قرن چهارم هجري يعني قريب ده قرن پيش مي زيسته در اشعار خويش درباره قلمدان مي گويد:

مرامرغي سيه سار است و گلخوار
گهر بار و سخندان در قلمدان

درعصر سلاطين سلجوقي که هنر فلزکاري درايران به اوج شکوه خود رسيد. هنر قلمدان سازي هم به موازات آن به تشويق رجال و بزرگان کشور پيشرفت کرد و اين فن نفيس به دست هنرمندان ايراني تا عصر تيموريان راه ترقي پيمود. به طوري که قلمدان هاي برنجي و پولادين ايراني در عرصه هنر از شاهکارهاي هنر فلزکاري به شمار مي رفت. و تعدادي از آنها امروزه زينت افزاي موزه هاي بزرگ جهان شده است

بعنوان مثال مي توان از :  قلمدان برنجی دوره سلجوقی با نگاره های دایرة البروج نام برد.  این قلمدان در ۶۸۰ ه.ق به امضای محمودبن سنقر ساخته شده است. (ج.آلن؛فلزکاری) نقش روی قلمدان کلاً به سه قسمت شده که در هر قسمت یک دایره بزرگ قرار دارد و داخل هر دایره چهار دایره کوچک که قطر هر دایره کوچک چهار پنجم قطر دایره بزرگ است و مجموعا داخل این ۱۲ دایره صور فلکی ۱۲برج سال به این ترتیب  ترصیع شده:

1_ دایره سمت چپ: حمل (Aries)، ثور(Taurus)، جوزا (Gemini)، سرطان(Cancer)

2_ دایره وسط: اسد (Leo)، سنبله(Virgo)، میزان(Libra)، عقرب(Scorpio)،

3_ دایره سمت راست: قوس (Sagittarius)، جدی (capricorn)، دلو(aquarius)، حوت(pisces)،

این قلمدان هم اینک در موزه بریتانیایی لندن نگهداری می شود.

قلعه ليسار که به دژ يا قلعه "سلسال" معروف است در ۱۵ کيلومتري شمال شهر "تالش" و در جنوب شهر "ليسار" نزديک به دهکده "نومندان" واقع شده است. در کاوشهاي صورت گرفته در خصوص اين قلعه نکات بسيار جالبي وجود دارد که يکي از آنها ارتباط مستقيم و عميق ميان نقوش سفالينه و ظروف بدست آمده در قلعه با نقوش دست بافته هاي سنتي منطقه کهن تالش است که شامل نقوش کاجها، گلها، حيوانات و اشکال هندسي است.  در سال  ۱۳۸۲طي کاوشي در اين قلعه سه شيء با ارزشي از قبيل "پيکان فلزي" ، " قلمدان مسي نقره کوب" و "يک سکه مسي" مربوط به قرن پنجم و ششم هجري از تبار اتابکان بدست آمده است.

بر روي "قلمدان مسي نقره کوب" که از اشياي منحصر به فرد به دست آمده در اين قلعه است خطوطي نوشته شده که اين خطوط جزو "خطوط ريحان" است.

در اواسط عصر صفوي هنرمندان ايراني جهت انبساط خاطر هنر دوستان برآن شدند تا در تجليد کتاب که تا اين زمان با چرم هاي مختلف مجلد مي شد، و قلمدان که از برنج و پولاد يا چوب ساخته مي شد، جنبه شاعرانه داده شود. از اين رو مجلدگران و قلمدان سازان عصر صفوي پس از آشنائي با ساختن مقوا که تا اين زمان با ساخت آن آشنايي نداشتند، از خمير کاغذهاي باطله و فرسوده آغاز به تهيه مقوا کردند. پس از دسترسي به اين ماده، از اين زمان جلدهاي کتب خطي و قلمدان ها را با مقوا ساخته، مزين به نقش گل و بلبل، مناظر درختان، تصاويرانسان و سايرجانوران نمودند تا مورد توجه و استفاده صاحبان ذوق قرار گيرد.

اين هنر بديع را در فرهنگ اروپايي، به انگليسي Lacquer و به زبان فرانسه Papier mache و در زبان فارسي به علت آنکه نقاشان و صورتگران بر روي جلد ها و قلمدان ها در موقع ساخت روغن کمان به کار مي بردند، نام روغني نهاده اند.

در رابطه با خط نيز گفتني است كه در ایران پس از اینکه خط تصویری تبدیل به ميخي گردید و  مدتي ميخي و آشوري و بابلي و اوستايي نوشته می‌شد پس از پیدایش خط حروفی در مصر و فنیقیه و سرایت آن به یونان در دوره اقتدار سلوکیها خط مزبور رواج یافت و چنانچه می‌بینیم سکه آنها بهمان خط است و سپس اشکانیها هم همان خط را دنبال کردند و در زمان ساسانيان خط پهلوي با خط حروفی خیلی نزدیک شد تا اینکه بعد از اسلام خواه ناخواه خط کوفی در ایران رواج یافت و مسیر ترقی خود را پیمود و از کوفی بی‌نقطه به نقطه‌دار و نسخ و نستعلیق و ثلث و رقاع و شکسته و غبار و امثال آن ترقی کرد . قبل از اسلام خطوط مختلفی از جمله ميخي و پهلوي و اوستايي در ایران متداول بوده‌است اما با ظهور  دين اسلام نیاکان ما الفبا و خطوط اسلامی را پذیرا شدند. تاریخ شکل گیری خط عربی و نحوهٔ نگارش آن چندان به  پيش از اسلام بر نمی‌گردد و تقریبا همزمان با گسترش اسلام و در سال‌های اولیه فتوحات اسلامی شکل گرفت.

یکی از قدیمیترین نمونه خط کوفی گل‌دار که در کشور ما وجود دارد، و به خوبی نشان میدهد چگونه از خط برای تزئین بنا استفاده شده، نوشته‌های مسجد جامع نائین که به تاریخ ۲۸۸ هجری مورخ میباشد. در این نوشته‌ها ابتدا و انتهای حروف با نقوشی شبیه به برگ خرما تزئین شده و با‌ین طریق خواندن آن کار آسانی نیست. کتیبه مسجد نائین به طریق زیر خوانده میشود :  امن با لله و الیوم.

دویست سال بعد در مسجدی در زنگبار که بوسیله ایرانیانی که با آن کشور مهاجرت کرده بودند ساخته شده، همین کتیبه با تزئینات بیشتر و پیچ و خم های زیادتر، زینت دیوار گردیده است. خواندن کتیبه زنگبار بسیار مشکل تر از قرائت کتیبه نائین است و تحول خط کوفی را در عرض دو قرن نشان میدهد.

تقریبا یکصد سال بعد از مسجد زنگبار در روی دیوار برجی که بافتخار سلطان مسعود سوم (۴۶۲-۵۰۷ هجری) ساخته شده کتیبه زیبائی، مخلوط با نقوش هندسی، به شیوه کاخ اشکانی در مشطه روی آجر تراشیده شده. که بمنزله یکی از شاهکارهای هنر خط نویسی روی ابنیه می‌باشد و قابل مقایسه با کتیبه مدرس نظامیه در خار گرد است که بنام نظام الملک ساخته شده است.

هرچند ایرانیان خط کنونی خود را از عرب‌ها وام گرفته‌اند، با این حال در تکامل این خط و در تبدیل آن به هنر خوشنویسی نقش عمده‌ای داشته‌اند. ایجاد نقطه و اِعراب در خط عربی را به ‌فردی بنام ابواسعد دولي الفارس و در سدۀ اول هجری نسبت داده می‌شود که بیشتر برای جلوگیری از اشتباه خواندن قرآن توسط غیر عرب‌زبانان ازجمله ایرانیان انجام شد.

خط تعليق را می‌توان نخستین خط ایرانی دانست. خط تعلیق که ترسل نیز نامیده می‌شد از اوایل قرن هفتم پا به عرصه گذاشت و حدود یکصد سال دوام داشت تعلیق از ترکیب خطوط نسخ و رقاع به وجود آمد و کسی که این خط را قانونمند كرد خواجه تاج سلماني  بود. که بعدها به وسیله خواجه عبدالحي منشي استرآبادي بدان قواعد و اصول بیشتری بخشیده شد.

پس از خط تعلیق که نخستین خط شکل گرفته ایرانی بود. در قرن هشتم ميرعلي تبريزي (۸۵۰ هجری قمری) از ترکیب و ادغام دو خط نسخ و تعلیق خطی بنام نسختعلیق بوجود آورد که نام آن در اثر کثرت استعمال به نستعليق تغییر پیدا کرد. این خط بسیار مورد اقبال واقع شد و موجب تحول عظیمی در هنر خوشنویسی گردید. و بعدها در دوران شاه عباس صفوی به دست مير عماد حسني به اوج زیبایی و کمال رسید.

"سلطان علي مشهدي" ملقب به "سلطان الخطاطين" در تمجيد و تمحيد خواجه مير علي گويد:


نسخ و تعليق اگر خفي و  جلي است                       واضع اصل خواجه مير علي است

تا که بوده است عالم و آدم                                 هرگز اين خط نبوده در عالم

وضع فرمود او ز ذهن دقيق                                از خط نسخ وز خط تعليق

ني کلکش از آن شکر ريز است                             کاصلش از خاک پاک تبريز است

 خط نستعلیق علاوه بر خوشنویسانی که در حیطه ایران کنونی می‌زیستند. در خراسان بزرگ و  كشورهاي آسياي ميانه ، افغانستان و به ‌ویژه خوشنویسان دربار گور كانيان در هندوستان ( كه تعلق خاطر ویژه‌ای به  فرهنگ ايراني داشتند) رشد و پیشرفت قابل توجهی کرد.

بطور کلی قرنهای نهم تا یازدهم هجری را می‌توان قرن‌های درخشان در هنر خوشنویسی در ایران دانست. در اواسط قرن یازدهم سومین خط خالص ایرانی یعنی  شكسته نستعليق به دست مرتضي خان شاملو حاكم هرات با تغییر دادن خط نستعلیق ابداع شد. علت پیدایش آن را می‌توان به سبب نیاز به تندنویسی و راحت‌نویسی در امور منشی‌گری و بیش از آن ذوق و خلاقیت ایرانی دانست. همانطوری که بعد از پیدایش خط تعلیق، ایرانیان به‌خاطر سرعت در کتابت، شكسته تعليق آن‌را نیز بوجود آوردند. درويش عبدالمجيد طالقاني این خط را به کمال رساند.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 11:27  توسط آنتی پورپیرار  | 

بررسی اسناد پوریم شناسی پورپیرار ( قسمت بیست و پنجم )

 

پورپیرار معتقد است در فاصله میان رخ‌ داد پوریم،  ( که بقول وی هستی و حیات سی ملت و قوم پیشرفته در ایران را، که فهرست نام آنان در کتیبه‌ی بیستونی داریوش آمده است، به طور کامل متوقف کرد ) تا طلوع اسلام، جز آثار بسیار اندک ولی مطمئنی از حضور یونانیان!!، که پس از شکست از رم و سوخته شدن آتن، قریب پنج قرن در این سرزمین به صورت مهاجر زیسته !! و سپس به دنبال آزاد شدن سرزمین‌شان، به یونان باز گشته‌اند. هیچ گونه نشانه‌ای از حضور انسان و علامتی از تجمع و تمدن در هیچ مقیاسی در ایران پس از پوریم از نظر باستان‌شناسی دیده نشده است !!! فلذا بدون کم‌ترین تردیدی مدعی می گردد که ساکنان و بومیان کهن ایران که در کوششی پنج هزار ساله، تمدن و تفکر و تولید را در این قسمت جهان پایه گذارده بودند، در نسل‌کشی کامل پوریم به کلی و کاملا نابود شده‌اند!!!

 پورپیرار معتقد است نخستین آثار حیات دوباره در ایران، تنها در دوران پس از اسلام و به صورت زندگانی در قلعه ها  دیده شده است،  که البته تاکنون کسی نتوانسته‌است از ساکنان آن، نشانه‌های قومی و آیینی و تولیدی بیابید!!! و سپس نتیجه می گیرد چون در ایران پس از اسلام، به مدت دراز یک هزار سال، جز همین قلعه‌ها، علامت قابل اعتنای دیگری از تجمع متمدنانه و مظاهر اجتماعی دیده نشده!!! می‌توان پذیرفت که بقایای بر زمین مانده آثار آن قتل عام و فزونی بیش از حد مراکز تخریب و سوخته شده، نخستین مهاجران به ایران پس از طلوع اسلام را به پناه گرفتن در مکان‌های بلند و گزینش زندگانی مدافعانه ناگزیر کرده است!!!

بازی سفسطه گرایانه پورپیرار با کلمات در بیان ادعاهای بی پایه و اساسی که پیرامون تاریخ ایران به استناد محل سکونت مردمان دوره های مختلف می کند بسیار نخ نما و ابتدایی است. نیک می دانیم سرزمين ايران، از ديرباز به دليل موقعيت ممتاز جغرافيايي و اهميت راهبردی، پل ارتباطي بين مشرق و مغرب زمين به شمار مي رفته است. از همين رو، از يکسو این سرزمين پذيراي اقوام گوناگونی بوده است که حتي برخي از آنان نيز اين ديار را به عنوان موطن خود برگزيدند و از سوي ديگر، به علت گسترش ارتباطات فرهنگي و بازرگاني، شاهد تاثير وتاثرات فرهنگي گسترده ای در بين اين اقوام و ملل بوده و هستيم. بسیار حیرت آور است که ناصر پورپیرار با چشم فروبستن عامدانه بر روی موقعیت جغرافیایی ویژه این سرزمین به لطایف الحیل تلاش می نماید چنین القاء کند که این سرزمین چهارفصل قرنهای متمادی خالی از سکنه بوده  و مردم اطراف آن  زندگی سخت و طاقت فرسا در بیابان های بی آب و علف یا سرزمین های سرد و یخزده را به سکونت در آن ترجیح می داده اند.

در همه دوره های تاریخی ایران استحکامات را در دور افتاده ترین و مرتفع ترین نقطه بنا می کردند تا به سبب وجود شیب های تند یا کوه، دستیابی به آن دشوار باشد و مدافعان نیز در بالا قرار گیرند و از لحاظ دید مسلط باشد ضمن آنکه از خطر نقب زدن مهاجمان نیز محفوظ مانده و حمل ادوات محاصره ای به پای دیوار را دشوار نمایند، از آغاز دوران پیش از تاریخ در هزاره اول پیش از میلاد پیرامون دهکده ها نیز حصار کشیده می شد، اینکار نخست برای مصون ماندن از حمله راهزنان و جانوران وحشی بود ولی بعدها عمدتا برای دفاع متقابل در برابر هجوم دشمنان صورت می گرفت، در سراسر سرزمین ایران حصارهای محکم، دهکده ها و قلعه های مسکونی را می توان یافت که متعلق به هزاره سوم پیش از میلاد است.


با نگرشی تحقیقی و دقیق به جهان شگفت انگیز طبیعت می توان گفت که انسان دانش و هنر دفاع را از حیوانات آموخته است و خداوند حکیم، طبیعت را به عنوان مدرسه ای بی بدیل برای یادگیری ابناء بشر قرار داده است و بدون شک این موجودات بوده اند که به اجداد ما راه ساختن ابزار دفاعی از قبیل سپر، زره، پناه بردن به غارها و ساختن دژها و استحکامات سنگری، استتار، اختفاء و فریب و سایر موارد را آموخته اند، قابل توجه اینکه از پنج وسیله شناخته شده دفاعی که خداوند حکیم در اختیار جانوران قرار داده است، چهار وسیله آن وسایل دفاعی غیرعامل پنهان سازی و استتار، فریب، رنگ اخطارکننده، پوشش حفاظتی، تحرک و جابجایی بوده و تنها یک وسیله عامل (جنگ و مبارزه رودرروی با حیوان مهاجم) می باشد.

- تفکر ساخت و احداث دیوارها و خطوط و دژهای دفاعی از قدیم الایام به عنوان یک اقدام دفاعی با هدف سد کردن و ایجاد مانع در مسیر تهاجم دشمن و ممانعت از مواجه شدن با حملات غافلگیرانه مورد توجه دولتهای مختلف بوده و علیرغم تغییر و تکامل سلاح ها و روش های تهاجمی، کماکان با تغییر شکل و کاربری آنها متناسب با نوع تهدیدات به شکل های دیگری همانند تونل ها، پناهگاههای چند منظوره، سازه های امن زیرزمینی، دیوارها و موانع دفاعی  الکترونیکی در ملاحظات دفاعی کشورها مورد توجه خاص قرار دارد.

از جمله مشهورترین دیوارها و دژهای دفاعی احداث شده در طول تاریخ بشری می توان  دیوار چین ، سد ذوالقرنین، دیوار گرگان ، دیوار آتلانتیک ، دیوار آنتونین، دیوار اورلئان، دیوار صلح بخارست، دیوار برلین، دیوار لیما، دیوار ماژینو ، دیوار زیگفرید، دیوار مراکش، دیوار ویتنام، دیوار لندن، دیوار کرملین، دیوار بارلو، دیوار اورشلیم و ... را نامبرد.

-  سرزمین گسترده ایران باستان که ایران کنونی بخشی ازآن است، به علت موقعیت جغرافیایی که میان دو جلگه آباد بین النهرین و پنجاب سند قرار گرفته بود  مانند پلی بود که طوایف مهاجم به طرف شرق یا غرب مجبور می شدند از آن عبور کنند بطوریکه در ادوار گذشته مورد حمله اقوام بیابانگرد و ایلات مختلف و حملات قدرت های بین النهرین مانند آشور و تهدید حکومت های یونان و روم به ویژه اسکندر و تجاوز پی در پی عثمانی ها از طرف غرب قرار گرفته است، همچنین در دوران اخیر یعنی در دوران زورگویی های استعمار انگلیس، کشور افغانستان از خاک خراسان تجزیه شد، مسیر تجاوزات روس ها از شمال به جنوب بود که قفقاز، ارمنستان، ایروان وشیروان را در غرب دریای خزر و اراضی ماورالنهر و قسمتی از خاک خراسان را در شرق دریای خزر از پیکر ایران جدا کرد، زندگی در چنین وضعیت جغرافیایی و محیط ناامن، ایرانیان را وادار نمود تا همواره به منظور در امان ماندن از تجاوز متجاوزین، خانه های مسکونی خود را به شکل دژ کوچکی بسازند. بنابراین به هرجای این سرزمین نگاه کنید، قلعه، برج، بارو، ارگ، کهندژ، دربند، خندق و دروازه و نظایر آنها از ناامنی محیط زندگی و توجه و تدبیر آگاهانه ایرانیان به ملاحظات دفاعی حکایت می کند.ساخت بناهای گروهی حصاردار در ایران با طرح ها و نفشه های گوناگون از سه هزار سال پیش شناخته شده است، حصار سیلک در کاشان، قلعه حسنلو در ارومیه، بلورآباد در شهرستان خوی و ... از نمونه های آن می باشد، از سایر قلاع مشهور می توان قلعه فلک الفلاک  در خرم آباد احداث شده در عهد ساسانیان نام برد، حسن صباح بلند آوازه ترین رهبر اسماعیلیان نیز جهت مقابله با بی عدالتی اجتماعی سلجوقیان، الموت در نزدیکی قزوین را پایگاه خود قرار داد و 35 قلعه در اطراف آن بنا نمود و در فومن و قهستان70 قلعه دفاعی داشت.

- در معماری و شهرسازی اوایل اسلام که متاثر از معماری قبل از اسلام بویژه دوره ساسانیان است تفکرات دفاعی مورد توجه بوده است به طوری که معمولا هر شهر اسلامی از سه بخش تحت عنوان کهندژ، شارستان و ربض تشکیل می گردید، مهم ترین این بخش ها کهندژ یا ارگ بود که عبارت بود از قلعه های که در وسط یا گوشه شهر قرار داشته و معمولا از یک سو به باروی شهر پیوسته بود تا همواره برای دفاع و مقابله با تهاجمات دشمن آماده باشد، ازجمله کهندژهای معروف می توان کهندژهای سمرقند، بخارا، بلخ و نیشابور را نام برد.

رباط ها نیز از بناهای دفاعی و نظامی صدر اسلام است و قلعه های نظامی مرزی را در دوران معینی رباط می گفتند. مانند رباط نصیبین که در سرحد میان ایران و روم شرقی بنا شده بود و نگهبانان آن از دیلمان می آمدند، رباط ها را می توان از نخستین استحکامات سازه ای محسوب نمود که در نقاط بی حفاظ مرزی پناهگاه گروهی جهادگر بودند. پس از تثبیت اسلام در مناطق اسلامی و برطرف شدن تهدید از سوی غیرمسلمانان در مرزها، معنی واژه رباط با مسجد یکی شد.

- اعراب جاهلی در نبردهای خود بر جنگ و گریز متکی بودند و هدف و انگیزه آنان به دفاع از بت ها، خونخواهی، غارت و تصرف چارپایان و بزرگ کردن هیبت و ابهت قبیله خود خلاصه می شد و به فنون و تاکتیک ها و روش های کارآمد آشنا نبودند، در شبه جزیره عربستان، تنها طائف دارای باروهای دفاعی بود، اعراب بادیه نشین مانند سایر اقوام چادرنشین با حصار و بناهای دایمی میانه ای نداشتند، وجود مبارک پیامبر اسلام (ص) به مدیریت نظامی مفهومی واقعی بخشید و از انواع روش ها و تاکتیک های جنگی و بهره گیری موثر از زمان، مکان و موقعیت مناسب در غزوات برای رویایی با دشمن و شکست آنها استفاده می کرد. ازجمله روش های مورد استفاده در جنگ های تهاجمی و تدافعی صدر اسلام بهره گیری از شیوه های دفاعی غیرنظامی بود که به شکل های مختلف در غزوات و سرایا مورد توجه قرار می گرفت.

حفر خندق در جنگ احزاب (سال پنجم هجرت)، مخفی نگه داشتن قدرت و توان و تحرکات تا نزدیکی مکه در فتح مکه (در سال هشتم هجرت)، دستور به شعله ور ساختن مشعل توسط نیروهای اسلام و ایجاد حلقه عظیم آتش در اطراف مکه جهت ایجاد رعب و وحشت در دل دشمن و فتح شکوهمندانه مکه بدون هرگونه مقاومت و درگیری، بستن دهان اسبان و حرکت از میان شیار در جنگ ذات السلاسل در سال هشتم هجرت، فرمان به عبور لشگر از راه های خالی از سکنه در غزوات بنی سلیم و نجران، جلوگیری از درخشندگی اسلحه هنگام حرکت و عبور نکردن از مقابل ساکنان مناطق میان راه غزوات و سرایای بدر و بنی سلیم، سفارش به ایجاد نکردن هرگونه سروصدا و دستور باز کردن زنگوله از گردن شترها و حرکت دادن مخفی نیروها به شکل مخفی در غزوات موته و فتح مکه، مخفی نگه داشتن آمادگی بسیج اولیه در غزوات و سرایای بنی سلیم، ذی امر، ذات الرقاع، استقرار و مکان یابی مناسب در مواضعی که از هر جهت نیروها در آن تقسیم  و از دسترسی دشمن مصون بودند، مانند غزوه خندق که تنها سمت شمال آن باز بود و جنگ خیبر که لشگریان اسلام در موضع مطلوبی قرار داشتند، واقع شدن خورشید در پشت سر نیروهای خودی در جنگ بدر، قرار گرفتن کوه و استحکامات و عوارض طبیعی در پشت سر نیروها مانند جنگ احد، انجام دیده بانی و در نظر داشتن تحرکات دشمن در اکثر غزوات و سرایا، گماردن دیده بان و عنصر اطلاعاتی در مکان مخفی و پنهان از چشم دشمن، حرکت دادن نیروها در تاریکی شب در غزوات (ذی العشیره و دومه الجندل)، سرگردان و گمراه ساختن دشمن از مقاصد هجومی بنی لحیان و دومه الجندل و سرگردان ساختن ساکنان مکه و روسای آنان در غزوه فتح بطوریکه آنان نمی دانستند آیا مقصود و هدف محمّد ( ص )، نجد، هوارن و یا منطقه ای دیگر است، خدعه و فریب دشمن را جزیی از جنگ می دانستند (الحرب اخدعه) ، ایجاد موانع و دامهای آهنین در مسیر حرکت دشمن در محاصره طائف، این موانع دارای سه شاخه و به صورت مثلث بود که دو شاخه آن برروی زمین و یک شاخه در داخل زمین قرار داده  می شد تا مانع عبور سواره نظام یا پیاده نظام دشمن شود (حسک الشانک)، استفاده از تاکتیک های فریبنده برای نشان دادن قدرت نیروهای خودی (تغییر چهره نفرات خودی همانند رنگ نمودن موی سر و محاسن پیرمردان برای جوان نشان دادن آنها)

همانطور که در بالا ذکر شد سرزمین ایران در گذشته ، به علت وضعیت جغرافیایی خاص که بین دو جلگه آباد بین النهرین و پنجاب سند در کشور هند قرار گرفته ، کشور رابطی بوده است که اقوام و طوایف مختلف برای دسترسی به غرب و شرق مجبور بودند از آن عبور کنند و در نتیجه همواره مورد توجه و تهاجم به ویژه از طرف شرق و شمال شرق بوده است.

قبایل ماساژت ساکنین منطقه شرق دریای خزر که کورش کبیر را به قتل رساندند ، یورش مغول،تیمور،غوریان،ازبک ها و ترکمن ها دائما کشور ما را مورد تاخت و تاز قرار می دادند و از غرب،تهاجم اسکندر و عربها و حملات مکرر رومیان و عثمانی ها دائما امنیت سیاسی و اقتصادی ما را تهدید می کردند و در این اواخر نیز بخشهای مهمی از خاک ایران جدا شد مثل قفقاز و گرجستان و ارمنستان و شیروان و قسمت های از اراضی شمال شرقی دریای خزر که بنام ورارود نام داشت به دست روس ها و افغانستان هم به دست انگلستان جدا شدند.

 طبعا زندگی در چنین منطقه نا امنی ایرانیان را به ساختن ارگ، قلعه ،برج و بارو مجبور کرد.

با توجه به تقسیم بندی قلعه های ایران به دو نوع جلگه ای و کوهستانی،مصالح ساختمانی آنها نیز متفاوت است.

طرح اصلی قلعه های جلگه ای مربع و یا مربع مستطیل است که در چهار گوشه آن برج های مدور برای دفاع ساخته شده اند،مصالح این قلعه ها خشت و گل است و به ندرت از آجر و گچ استفاده شده است.

بارو (دیوار ضخیم) این قلعه ها چینه (دیوارهای گلی که آن را بند بند می سازند) است یا با خشت های قطور ساخته شده است،برای استحکام آن قطر و ضخامت بعضی از بارو ها به چهار متر هم می رسید.

اطراف بعضی از این قلعه ها خندق حفر می کردن و برای رسیدن به قلعه از پل های متحرک بهره می گرفتند.

بعضی از این قلعه ها به دلیل امنیت آن ها محل سکونت کشاورزان و روستاییان شد که با گذراندن خیابانی معمولا شمالی و جنوبی و تامین آب آشامیدنی خانه های روستایی در دو طرف خیابان ساخته می شد.

از این قلعه ها می توان به ،قلعه هنجن در سر راه نطنز به ابیانه است اشاره کرد که تا این اواخر محل سکونت بوده است.

این قلعه دارای برج و باروی ضخیم بسیار بزرگ بوده است.داخل قلعه کوچه های پر پیچ و خمی داشته است که همه آن ها به گذر اصلی قلعه که به در قلعه منتهی می شود راه دارند.

خانه ها دو طبقه هستند و از طبقه زیرین برای نگهداری دام و یا انبار مواد غذایی و آشپزخانه استفاده می کردند و اتاق های نشیمن در طبقه دوم قرار داشته اند.

مصالح دژهای کوهستانی را معمولا از سنگ های بدون تراش نظیر سنگهای کوه یا رودخانه همراه با گچ غربال شده فراهم می کردند.

در زیردست دژهای کوهستانی پرتگاه های عمیقی تعبیه شده است.درقسمت انتهایی برج ها و بعضی مواقع،باروها،کنگره هایی ست که مخصوص کمانداران بوده است تا بتوانند از شکاف کنگره ها دشمن را هدف قرار دهند.

در بعضی از دژها و قلعه ها،مانند الموت قزوین،پایین دژ محل سکونت روستاییان بوده است

از قلعه به هنگام جنگ‌ها استفاده می‌شده و مردم تا زمانی که بیم حمله دشمن وجود داشته در درون دژ می‌ماندند و معمولاً در درون آن آذوقه زندگی برای چندین ماه موجود بود.

برای محافظت از ساختمان و استحکامات و قسمت‌های مختلف قلعه بارو ساخته می‌شده است.  دیوارهای دفاعی و خاکریزهای متعلق به آغاز سکونت انسان در ایران هنوز برجاست. شکل آنها به موازات پیشرفت سلاح‌های تهاجمی و تدافعی تکامل یافته است.

در دوران پیش از تاریخ و اوایل دوران تاریخی، نوع استحکامات عموماً تابع مقتضیات ناشی از محل قلعه یا دهکده و اوضاع طبیعی سرزمین بود.

طرح‌های ساختمانی بیشتر قلعه‌ها بر اساس معلومات و تجربة کلّی نسبت به حمله و دفاع ریخته می‌شد تا سنت‌های محلّی. در هر دوره‌ای، روش‌های آزموده و مقبول برای ایجاد استحکامات انتخاب می‌شد.

در اوایل دوران تاریخی، در سبک استحکامات ایران باستان آثاری از نفوذ سبک بین‌النهرین و سایر کشورهای همسایه دیده می‌شود.

در سراسر تاریخ معماری ایران، تا رسیدن به اقتباس سبک فرانسوی در معماری قلاع و حصارهای شهر در اوایل قرن سیزدهم، خصوصاً در خوی و تهران، می‌توان ردیابی کرد.

آغاز خانه سازى انسانها همواره با انديشه يافتن راههاى گوناگون دفاع در برابر دشمنان و حيوانات همراه بوده است. به همين دليل خانه هاى اوليه كه بدون ديوار ساخته مى شد، به تدريج داراى ديوار شده و رفته رفته داخل يك ديوار محاطى دفاعى محصور شده است. اين نوع حصارها در ابتدا داراى يك معبر ورودى بودند، اما پس از گذشت سالها تبديل به دروازه شد. حصارهاى اوليه كه در اطراف مناطق مسكونى كشيده مى شد، فاقد برجهاى دفاعى در فواصل منظم يا غيرمنظم بودند و براى محافظت از ديوارها بود. در ايران، ايجاد خانه هاى گروهى حصاردار از سه هزار سال قبل از ميلاد با طرحها و نقشه هاى مختلف آغاز شده است. نمونه اين گونه قلاع در بلورآباد واقع در حاشيه دشت شمالى روستاى قره ضياءالدين آذربايجان به دست آمده است.

در قرن چهارم قبل از ميلاد، همزمان با آغاز فرمانروايى هخامنشيان، به علت توسعه شهر و تغيير فنون جنگى و دفاعى، برجهاى مستطيل شكل جانشين برجهاى نيم دايره اى قديمى شده اند. گفتنى است برجهاى دفاعى، ديوارهاى قلعه حسنلو داراى كاملترين برجهاى دفاعى مستطيل شكل پيش آمده، بوده است. سهم اصلى در توسعه شهرسازى حصاردار در ايران به عهده معماران اورارتويى در قرنهاى سوم و هشتم قبل از ميلاد است كه تحت نفوذ معمارى بين النهرين شيوه اى در ايجاد استحكامات دفاعى بوجود آوردند که در قرنهاى بعد پايه و اساس معمارى قرار گرفت.

در معمارى اورارتويى تحول ديگرى هم قابل توجه است، شهرهاى اورارتويى با طرحهاى فشرده و خانه هاى نزديك به هم و روى سطح طبيعى زمين با ديوارهاى بسيار محكم و بامهاى مرتفع ايجاد شده اند به اين ترتيب استفاده از عوارض طبيعى زمين به ندرت صورت گرفته است.

اطراف بناها كه با ديوارها و برجهاى مستحكم دفاعى احاطه شده اند، پيش آمده و صاف هستند، مانند قلعه سياه در ۳۶ كيلومترى شرق ماكو كه روى يك توده سطح از مواد مذاب منجمد بنا شده است. در ميان برجهاى مستطيل شكل كه نيمى از آنها جلوتر از ديوارها بنا شده اند، ديوارها در فواصل مساوى پيش آمده يا عقب رفته اند. اين پيش آمدگيها به هيچ وجه از نظر دفاعى يا استحكام بخشى به ديوارها، ارزشى ندارند، بلكه فقط از نظر تزئينى به اين صورت ساخته شده اند و از لحاظ دفاعى طرحهاى معمارى ديگرى در ديوارها به كار رفته است.

در تمام دوران اسلامى، در ايران قلعه هاى بسيارى درداخل شهرها به وجود آمدند. براى مثال مى توانيم از ارگ كرمان و قلعه فلك الافلاك در خرم آباد و ارگ شيراز را نام برد. قلعه هاى اوايل و اواسط دوره اسلامى در سرتاسر ايران پراكنده هستند و به طور كلى در كنار شاهراههاى ارتباطى ساخته شده اند. نمونه اين قلعه ها شبكه وسيع قلعه مربوط به فرقه اسماعيليه است كه در نقاط مختلف بنا شده اند يا قلاعى كه فقط براى محافظت از راهها و ايجاد امنيت در مسيرهاى كاروانرو ساخته شده اند يا قلاعى كه در نزديك پلها و رودخانه هاى ايجاد شده اند، مانند قلعه اى كه در شمال رودبار در بستر سفيدرود احداث شده است.

 يكى از بزرگترين و قديمى ترين قلاع ايران، قلعه گلى است كه در جاده كاروانرو ورامين به قم نزديك محلى به نام كاج ساخته شده و شامل تعداد بسيارى برج مستحكم مستطيل شكل است كه به خوبى قادرند از قسمت حياتى و جان و مال ساكنان قلعه محافظت كنند. بناى قلعه را مى توان به دوره ساسانيان نسبت داد و اگر هم در آن زمان ساخته نشده باشد قطعاً در قرون اوليه اسلامى و در زمان سلجوقيان ساخته شده است، زيرا ديوارهاى آن شباهت بسيارى به ديوارهاى رباط سنگى دارد كه متعلق به دوران سلجوقى است. هنر قلعه سازى در ايران از آغاز ظهور اسلام در قرن هفتم ميلادى تا زمان حاضر به تدريج تكامل يافته، پيشرفت هايى كه از لحاظ جنگى براى مهاجمان و نيز مدافعان به وجود آمده و استفاده از فنون جديد در جنگها موجب شده كه برجهاى مدور بزرگتر و نزديك به هم و ديوارهاى مستحكمتر بنا شوند و تمام پيش بينى هاى لازم براى متوقف كردن يا لااقل كندتر كردن سرعت مهاجمان در خارج قلعه و حصار و داخل آن مورد توجه قرار گيرد و اين تكامل در هيچ زمانى متوقف نشده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 18:9  توسط آنتی پورپیرار  |